|
|
|
|
|
|
گفتگو:
سيناپسز، فرانسه
مه 1996
نقاش زندگي
سيمون بنامون: گبه با فيلم هاي قبلي شما خيلي تفاوت دارد. زيباتر و رنگينتر است.
مخملباف : گبه، بازگشت به زندگي و رنگ هاي آن است. بازگشت به شعر. در صورتي كه فيلم هاي قبلي
من اكثراً اجتماعي- سياسي بودهاند.
- فكر ساخت فيلم گبه چگونه بوجود آمد؟
مخملباف : حدود يك سال و نيم پيش با عشاير قشقايي كه در جنوب شرقي ايران زندگي ميكنند، آشنا
شدم. مردم اين عشاير، فرش هايي ميبافند كه رنگ و نقش آن، متأثر از وقايع زندگيشان است.
بلافاصله به فكر ساخت فيلم مستندي در اين زمينه افتادهام.
-تمامي بازيگران غيرحرفهاي هستند؟
مخملباف : همه به جز هنرپيشه اصلي فيلم كه در سلام سينما نقش دختر جواني را ايفا ميكرد و
ميخواست به كن بيايد.
- شيوه كارتان در اين فيلم چگونه بود؟
مخملباف : فيلم از تركيب سه سبك تصويري ساخته شد. ابتدا رئاليسم(واقعگرايي) كه آن رادر مورد
بازي هنرپيشهها به كار بستم. اغلب گفتگوها فيالبداهه بود. سپس نقاشي بدوي كه هنگام ديدن گبهها،
از آن متأثر شدم و دست آخر فوويسم(نقاشي با رنگ هاي تند) كه الهام بخش من براي به تصوير
كشيدن رنگ هاي طبيعت بود. گاهي مجبور بودم سه روز صبر كنم تا آسمان رنگي مانند رنگ آبي گبه،
به خود بگيرد، يا مزارع گندم به زردي پرهاي قناري شوند.
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
|