|
|
|
|
|
|
نقد:
فيگارو، فرانسه
مه 1998
نويسنده: امانوئل فروا
به خاطر عشق سميرا مخملباف
در چهرهاش يك جفت چشم درشت مشكي، پرسشگر و عميق. آميزهاي حيرتآور از اندامي لاغر و عزمي
راسخ. كارگردان جوان ايراني با نخستين فيلمش "سيب" كشف جشنواره امسال بود. فيلمش اثري عالي و
شاعرانه در قالبي استعاري درباره زندگي و آزادي است. فيلم در سنت سينماي ايران همزمان مستند و تخيلي
است.
داستان فيلم از رويدادي حقيقي الهام ميگيرد. در يك محله فقيرنشين تهران، پيرمردي دو دخترش را در خانه
از بدو تولد زنداني ميكند. پس از اين كه همسايگان او را به سازمان بهزيستي لو ميدهند، يك بانوي مددكار
اجتماعي مامور رسيدگي به اين ماجرا ميشود. كارگردان جوان به ما ميگويد: "به مجرد اين كه اين گزارش را
در تلويزيون ديدم، مي خواستم بدانم چرا از پدر و مادري چنين عملي سر زده است." فرداي آن روز سميرا
فيملبردارياش را با شخصيتهاي اصلي ماجرا شروع كرد...
با يك واژه ميتوان سميرا را توصيف كرد و آن واژه "عشق" است. عشق به همنوع و عشق به سينما كه با
پدر كارگردانش، محسن مخملباف ، در آن سهيم است. در 8 سالگي در فيلم "بايسيكلران" پدر نقشي را ايفا
كرد. در 15 سالگي در مدرسه خصوصي پدر به تعليم سينما پرداخت. "سيب" ثمره همكاري آنهاست زيرا
محسن مخملباف نويسنده فيلمنامه و تدوينگر فيلم است.
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
|