|
|
|
|
|
|
نقد:
نيوزويك، آمريكا
6 اكتبر 1998
نويسنده: رانا دوگار
سيب
"حالا ميفهمم معني داشتن يك نوجوان روي دست يعني چه." اين سخنان را يك مدير تبليغاتي نيويوركي
كه براي معرفي "سيب"، اولين فيلم بلند سميرا مخملباف ، استخدام شده است، زيرلب نق نق ميكند.
مشترياش اما بهانه خوبي دارد: او يك نوجوان است. به علاوه او يك دختر ايراني 18 ساله و جوانترين
فردي است كه تاكنون در جشنواره فيلم نيويورك، يك فيلم بلند به نمايش گذاشته است. سه هفته پيش بود
كه "سيب" در آن جشنواره شركت جست و در طي ماههاي آينده در آلمان، بلژيك، ايتاليا و بازارهاي ديگري
نيز به نمايش درخواهد آمد.
عليرغم سنش، سميرا يك مبتدي نيست. او دخترجوان ريزنقش لاغراندامي است كه روسري مشكي بر سر
دارد. سميرا از بچگي همراه پدر و مادر در صحنههاي فيلمبرداري حضور داشته است. او ميگويد: "بعضيها
پس از ديدن فيلمهاي زياد رو به فيلمسازي ميآورند. اما عشق به سينما از طريق پدر و مادرم به من رسيد."
…سميرا مخملباف اكنون گام در راه اشتهار پدرش گذاشته است. برنامه او اين است كه مدت 2 ماه در ايالات
متحده و اروپا سفر كند و فيلم "سيب" را معرفي كند. تضادها و پيچيدگيهاي ايران براي خود او هم جالب
است. "از من ميپرسند آيا ايران كشوري است كه دو دختر 11 ساله نميتوانند از خانه بيرون آمده و كوچه را
ببيند؟ يا كشوري است كه دختر 18 سالهاي ميتواند فيلمي درباره آن دو دختر تهيه كند و به همراه آن فيلم
دنيا را ببيند؟ من تصورم اين است كه ايران كشورهر دوي آن هاست."
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
|