|
|
|
|
|
|
نقد:
نشريه نيس ماتن، فرانسه
13 مه 2000
سميرا، شاگرد پر تلاش پدر
عزيزدردانه بخش مسابـقه فستيـوال كن، در 20سالـگي ازامتـحان ورودي به جشنواره بين المـللي موفـق در
مي آيد.
در حالي كه كشوري چون ايتاليا، هميشه در جستجوي نماينده اي قابل افتخار براي حضور در بخش هاي
رسمي كن است، به نظر مـي رسد كه ايـران از اين بابت هيچ نـوع نگراني نـدارد. اگر محسن مخملباف در
سال 1995با نـوبت عاشقـي و سلام سينما و در سال 1996 با گبـه و در 1999با قـصه هـاي كيش در كـن
حضور يـافت و امسال حضور نـدارد، در عـوض دختر او سميرا، بـدون هيـچ مشكلي جـاي خـالي او را پر
كـرده است. سميـرا در 1998با فيلـم سيب در بـخش نوعي نـگاه حـضور داشت و در آن زمان فـقط
18سـالـه بود. امـسال او بـه كن، امـا در بـخش مسابـقه بـاز گشته است. بـا فيـلمي در بـاره آوارگان كـوه
هاي كـردستان و قربـانيـان در گيـري هاي هميشگي بين مـرزداران عـراق و ايـران. تخته سياه افسانـه اي
بدبينانـه از بـيهودگي و پـوچي است، نسبت بـه آگاهي و عشق، زمـاني كه بـايد كوشيد تـا فقط زنده مانـد.
فيلـم بيش از تمـام رپـرتـاژهـايي كه ديده ايم، بـه مصيبت قـوم كرد مـي پردازد. بـدون ترديد مزيت اصلي
فيلم نيز در همين تفاوت ظريف نهفته است.
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
|