|
|
|
|
|
|
نقد:
الشرق الاوسط
23/5/2000
جوايز كن براي سينماي مستقل ايران
جايزه ويژه هيئت داوران كه به جوان ترين فيلمساز ايراني جشنواره، سميرا مخملباف 20 ساله، براي فيلم تخته
سياه تعلق گرفت، پيش تر توسط روزنامه الشرق الاوسط به تفصيل معرفي شده بود.
سميرا مخملباف هنگام دريافت جايزه اش، با شعف بسيار جايزه را از آن جواناني كه در راه تحقق دموكراسي
در ايران تلاش مي كنند، دانست.
در حاشيه باز تاب خبر دريافت جايزه سميرا مخملباف ، رسانه ها و روزنامه هاي متعددي واكنش هاي جور
واجوري نشان دادند كه به برخي از آن ها اشاره مي كنيم.
" روزنامه فرانس سوار" نوشت: جايزه ويژه هيئت داوران به فيلم تخته سياه، نه براي حفظ ديپلماسي، كه بيشتر
به خاطر آن است كه سازنده اش جوان ترين فيلمساز قدرتمند حاضر در جشنواره كن بوده كه بدين وسيله
داوران از وي تقدير به عمل آورده اند.
همين روزنامه در يادداشت كوتاهي تحت عنواني " هواي تهران" نوشت:" نسل پيشروي ايراني در سينما،
نسـل انقلابي است و سينماي امروز در تسخيـر آن ها است. كشـوري كه همگي يك صدا و متحد سخن مي
گويند."
همچنين روزنامه ليبراسيون در مطلبي به عنوان " سينماي ايران در جايگاه شرق" نوشت: هيئت داوران
جشنواره، حافظان جوان رسانه فيلمسازي در ايران را فراموش نكرده اند.
اومانيته، روزنامه ديگري كه به اين رويداد اهميت بسيار داد، در عنواني اظهار داشت: فيلم ايراني بيش از هر
وقت ديگر چه با كيفيت و چه با كميت، حضوري قوي و پر درخشش دارد.
سميرا مخملباف مصائب كرد هاي عراقي را بر تخته سياه مي نويسد
سميرا مخملباف كه توجه اكثر حاضرين در جشنواره كن را به سوي خود معطوف كرد، نخستين بار در سال
1998 در سن هيجده سالگي پا به شهري گذاشت كه بي شك از دير باز كانون رقابت و آزمون خيل عظيمي
از بزرگان سينماي جهان بوده و هست.
سميرا با شيوه فيلمسازي خويش نظر اكثر منتقدين و صاحب نظران را به سوي خود جلب كرد و نيز تماشاچي
را به تفكر وا داشت تا جايي كه ديگر محبوب جشنواره روهاي كن به حساب مي آيد و فرانسه به سميرا
مخملباف با اين نگرش مي نگرد: خوني تازه در رگ سينماي ايران.
اين تازه نفس با 20 سال سن، نكته هاي فراوان و حائز اهميتي را به ارمغان مي آورد: تعجب، تحسين، و
ستايش كه با سرافرازي و بالندگي راهش را ادامه مي دهد. نگاهي به فيلم تخته سياه امكان بررسي بيشتري
را به ما مي دهد. ماجراي فيلم مربوط است به جنگ فرساينده عراق و ايران در سر حدات كوهستاني حلبچه.
بايد پذيرفت كه اداره اين همه نا بازيگران كاري طاقت فرساست و سميرا مخملباف به خوبي از پس آن
برآمده است و با چنين اعتماد به نفسي در بازيگري از اين مجموعه كثير، سينماي نوين ايران، امتيازي نادر در
ميان گونه هاي ديگر روايي به دست مي آورد.
و اما اين تخته سياه مورد بحث، صرفاً تكه چوبي بي مصرف نيست و كار كردهاي پر معناي ديگري هم دارد.
گاهي برانكارد است. گاهي ديواري بين رابطه مرد و زن است و گاهي حتي درب منزل. اين فيلم كه داستان
سه نسل را بيان مي كند، سرگذشت رقت انگيز خلق كرد است در دست و پنجه نرم كردن بامصائب خويش و
هم نقد ي بر سياست هاي رژيم عراق در رويارويي با كردها.
همه آدم ها به نوعي " سنگ سيزيف" را حمل مي كنند. مادر، كودك را به آغوش مي كشد، بچه ها، جنس
قاچاق را، و معلم ها، تخته هاي نمادين رسالت خويش را.
طبيعت بي رحم و غم انگيز تا بلندي هاي قله ها سر به فلك كشيده است. جايي كه فيلمبرداري در آن به
سختي زندگي روز مره آدم هاي فيلم صورت گرفته است. در چنين جايي، تلاش آدميان، چون در هم آميزي
واقعيت و خيال است و نيز تحول ماجرا به اسطوره شكل مي گيرد. ماجراي بشري كه در جستجوي امن خانه
اي است اما از وحشت نا امني به آوارگي مي گريزد. تمام صحنه هاي فيلم تخته سياه در فضايي باز و در
بلندي ها فيلمبرداري شده و نتيجه كار عالي از آب در آمده است. چيزي كه بعد از تماشاي فيلم تخته سياه به
ذهن متبادر مي شود، اين است كه لايه هاي زيرين اثر زيركانه سياست ها را زير سئوال مي برد و آن را بدون
پيچيدگي به نمايش مي گذارد. اما نمي توان فيلم تخته سياه را به خاطر نكات فوق، فيلمي كاملاً سياسي
معرفي كرد. مضمون فيلم در حقيقت انساني است. نوجوانان قاچاقچي در پي لقمه ناني كوهستان بي رحـم را
زير پا مي گذارند، سهم ناچيـزي از زندگي را به دست مي آورند و نمونه آن ها را در هر كجاي دنيا مي توان
سراغ گرفت كه خطر كردن، بخشي از زندگي ايشان است.
در يك صحنه تأثير گذار پير مردي از معلم مي خواهد نامه فرزندش را كه در زندان عراق به سر مي برد
برايش بخواند كه معلم يكه خورده به او مي گويد: نامه اش به زبان عربي نوشته شده با اين حال اخباري
جعلي را براي تسلي خاطر وي مي خواند. درصحنه ديگري معلم از كودكان مي پرسد: آيا سواد داريد؟ و پاسخ
سكوت است. زيرا مادران آن ها به كودكانشان عدم اطمينان به غريبه ها را گوشزد كرده اند.
فيلم تخته سياه، نسبت به فيلم سيب حرفه اي تر و تصويري تر است.
يادآوري: تعداد درخواست گفتگو هاي مطبوعاتي و شبكه هاي تلويزيوني با سميرا مخملباف به حدي بود كه
كمپاني توزيع كننده فيلم در فرانسه تصميم گرفت، مكان گفتگوها را به درون خيمه سفيد گراند هتل ببرد و
مصاحبه هاي سميرا به ميز گردهاي سي نفره و چهل نفره با اهل مطبوعات تبديل شد.
|
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
| |
|
|
| |
|
|
| |
|
|
|