Persian

 
 

ترجمه قسمت هايي از مطلب مجله اكران: شماره ماه مي 2002 به مناسبت نمايش آثار محسن مخملباف در جشنواره فيلم فست صوفيه، بلغارستان




سينماي ايران: دايره ها، حلزون هاو چهره انساني



سينماي ايران با تمام شرايط قراردادي و تكنولوژي تكامل نيافته‌اش سينمايي است با «چهره انساني». و‌ موفقيت آن در همين نكته نهفته است. به خلاف فيلم‌هاي «غيرانساني» آمريكايي. سينماي ايران از تفنن امتناع ورزيده، ولي كسل كننده نيست. سينماي ايران بر ارزش‌هاي انساني تكيه مي‌كند، بدون آن كه درس اخلاق بدهد. سينمايي كه به روابط اجتماعي توجه دارد با احترام، و احساس همدردي براي رنج مردم عادي مي كوشد، سينمايي كه به شدت و بطور عيني، فقر و بي‌عدالتي را تصوير مي‌كند. سينمايي كه از نظم موجود انتقاد مي‌كند، بدون اين كه سياسي باشد. سينمايي كه به زحمت بر سانسور فائق مي شود، بي آن كه ادعاي مخالفت كند. به عبارت ديگر سينمايي هدفمند و همچون تصويري زيبا، اصيل و بي‌نظير. بدور از تأثير خارجي و سرشار از سنت‌هاي هزاران ساله ايراني.
موج تازه: مخملباف با 16 فيلم سينمايي و 6 فيلم كوتاه تاريخ سينمايي خود را شكل مي‌دهد. او شخصيت فوق‌العاده خلاقي است. بيش از 20 جلد كتاب نوشته. آثار او به زبان‌هاي مختلفي ترجمه شده. در باره او چندين‌كتاب نوشته شده و چندين فيلم ساخته‌اند. او چون بازيگر در فيلم‌هاي خودش بازي كرده. و خودش فيلم‌هايش را مونتاژ مي كند و فيلمنامه‌هايش را مي‌نويسد. اين عشق بي پايان به خانواده‌اش هم منتقل شده است. همسرش مرضيه كه « روزي كه زن شدم» را ساخته ـ كه متأسفانه به «جشنواره فست» نرسيد ـ و فرزندان او كه مشهورترين آن‌ها دخترش سميرا مخملباف است( سميرا جوانترين برنده جايزه در تاريخ «كن» است در سال2000 به او جايزه هيئت داوري براي فيلم تخته سياه تعلق گرفت.) سميرايي كه از 14 سالگي از مدرسه بيرون آمد و 5 سال در مدرسه فيلم پدرش تعليم ديد. راه سميرا را ساير فرزندان مخملباف نيز طي مي‌كنند. پسرش ميثم و همچنين دختر كوچكش حنا. اين طريقه غير متعارف تربيت تنها به عشق عظيم مخملباف نسبت به سينما باز مي‌گردد.
مشخصه ديگر محسن مخملباف اين است كه كارهايش تكرار نمي‌شوند و از نظر سبك هم دائماً عرضه‌هاي تازه تري پديد مي‌آورد. در فيلم «بايكوت» كه بوضوح اثري سياسي است كه مبارزين عليه رژيم شاه سابق ايران را تصوير مي‌كند. نقش اول را مجيد مجيدي (كارگردان فيلم رنگ خدا) بازي مي‌كند. بعد از عمليات ناموفق، واله به مرگ محكوم مي‌شود و به زندان مي‌افتد. آنجا ديگران اول او را بايكوت مي‌كنند، بعداً هر كسي به او القاء مي‌كند كه بايستي چون يك قهرمان براي ماركسيسم بميرد. ولي او ايمان خود را به مبارزه از دست مي‌دهد و خوشحالي‌هاي كوچكتري را در زندگي جستجو مي كند. در اين فيلم، مخملباف خودش همانند متفكري كه رنج‌هاي انسان او را آزار مي‌دهد ظاهر مي‌شود و به ساختار‌هاي سياسي كاري ندارد. هر كس ديگري مي‌توانست اين فيلم را فيلمي تبليغاتي كند اما او اثري براي زندگي انساني مي‌سازد. البته در «بايكوت» علائمي از بيوگرافي كارگردان در فيلم ديده مي‌شود. روشن است كه كارگردان در سن 17 سالگي به عنوان عضو سازماني مخفي عليه شاه مبارزه مي‌كرده است، و در زماني كه مي‌خواست اسلحه پليس را به دست آورد دستگير شد و براي مدت 4 سال و نيم تا زمان انقلاب در زندان باقي مانده و چون سن قانوني نداشت حكم اعدام وي تخفيف يافت…
مخملباف با «دستفروش» تغيير غير قابل انتظاري در آثار خود مي‌دهد. فيلم از سه داستان، كه در آن سبك جديد، افسانه‌اي، شاعرانه، به كار رفته است پديد آمده.
فيلم «بايسيكل‌ران» بازهم متفاوت است. فيلم در مرز ديدني‌هاي نئورئاليستي‌است. بايسيكل‌ران، داستان مردي فقير و مأيوس است كه براي به دست آوردن پول معالجه زنش راضي مي‌شود تا يك هفته تمام شبانه‌روز و بدون وقفه بر دوچرخه ركاب زند. مرد حقه بازي قول پول كافي براي معالجه زنش را به او مي‌دهد و سيركي به راه مي‌اندازد و دست آخر فرار مي‌كند. در اين فيلم دوربين متحرك و بازي ها تأثيري فوق‌العاده در بيننده مي‌گذارد.
با فيلم «عروسي خوبان» مخملباف باز تماشاچيان خود را به تعجب مي‌اندازد. او داستان زندگي رزمنده‌اي را بيان مي‌كند كه بر اثر موج انفجار ديگر قادر به برگشت به زندگي عادي و عشق خود نيست.
داستان « در» 1999 از مجموعه كيش، سبك كاملاً متفاوتي را ارائه مي‌كند. مردي درب بر پشت در بيابان راه مي‌رود و وقتي به دري كه بر پشت اوست مي‌كوبند، نه پستچي كه نامه عاشقانه براي دخترش آورده، نه ميهمانان موسيقي‌ نواز كه در به در به دنبال مجلس عروسي مي گردند و نه هيچكس به خانه اي كه او درش را بر پشت خود حمل مي‌كند، راهي نمي يابند و بالاخره پيرمرد مأيوسانه داخل دريا خود را غرق مي كند.
داستان ديگر«تست دموكراسي» 2000 از فيلم داستان‌هاي جزيره مخملباف را چون گدار ايراني، طنزي تلخ سانسور سياسي را به نمايش مي‌گذارد، اين فيلم با بياني شاعرانه به تصوير كشيده شده.
و بالاخره «سفرقندهار» 2001، كه گويي استخراج دايره جديدي از حلزون كليه آثار و سبك‌هاي تجربه شده مخملباف است نمايان مي‌شود. در متن گوشه‌هايي از سياست (طالباني‌ها) در تحقير و تخريب و وحشت انساني ديده مي‌شود. زن جواني زندگي خود را به خطر مي‌اندازد تا جان خواهر خود را نجات دهد. تناقضات شديد اجتماعي (ولگردان و عبور گاري‌ها در جاده‌هاي صعب‌العبور)، عناصر سورئاليستي (تجارت با پاهاي مصنوعي، چيزي كه به دليل انفجار مين‌ها خيلي رواج دارد). فيلم در محيط فقر و بي‌عدالتي تهيه شده است. اين فيلم بي‌نهايت وحشتناك پيش از 11 سپتامبر 2001 با معيارهاي هنري ـ عيني و اصيل و با احترام نسبت به انسان رنجديده افغان تهيه شده است.
ششمين جشنواره صوفيه فست وفادار به احساس سينمايي خود امسال نيز عرصه‌هاي تازه‌تري از سينما را كشف كرد. پس از هفته فيلم سال گذشته (در فيلمخانه بلغار) ايران يك پديده شگفت در بين 90 فيلم امسال بود كه به طور واقعي به بينندگان بلغاري نشان داده شد.
امروزه ديگر جشنواره معتبري در جهان وجود ندارد كه فيلم‌هاي ايراني در آن جوايز معتبري دريافت نكرده باشند.



نويسنده: بوريانا ماته اوا