English Persian

 
 

News No 104
Sunday
27th December 2009

Archive

 

محسن مخملباف: خبر مهم

   

دستگیری های امروز به خاطر دعوای وزارت اطلاعات و سپاه است.
دیشب یک جلسه مشترک بین وزارت اطلاعات و سپاه برقرار شده است، سپاه ناتوانی حکومت در کنترل روز عاشورا را به گردن وزارت اطلاعات انداخته است و استدلال کرده است که چون وزارت اطلاعات از قبل آمار درستی ازتعداد تظاهرکنندگان و محل های برگزاری تظاهرات در اختیار سپاه نگذاشته کنترل از دست سپاه در رفته است. در همان جلسه دیشب سپاه تهدید کرده است که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود کلیه اختیارات وزارت اطلاعات را از او می گیرد و در انحصار اطلاعات سپاه قرار می دهد.
وزارت اطلاعات برای آن که نشان دهد فعال شده از دیشب آخر شب، یعنی بلافاصله بعد از اتمام جلسه اقدام به دستگیری اطرافیان اصلی مهندس موسوی و خاتمی کرده است، این دستگیری ها هنوز ادامه دارد.
در طرح قبلی قرار بوده است این افراد سه ماه بعد دستگیر شوند که با ماجرای عاشورا طرح دستگیری رهبران رده دوم جنبش سبز به جلو افتاده است.
این یک نشانه دیگر از ریزش نظام و تضادهای درونی آن است. در زمان شاه نیز این مدل اختلافات بین ساواک و شهربانی اتفاق می افتاد و مدام گناه ناتوانی حکومت را جلوی شاه به گردن یکدیگر می انداختند.




*****

محسن مخملباف در صدای امریکا

   

اعتصاب سراسری و تعطیلی مدارس و دانشگاه ها فردا 7 دیماه /خبررسانی رعدآسا کنید...
مرگ منتطری مشکوک است...
نامه عاشورایی محسن مخملباف به یزید زمان "خامنه ای"
لینک فیلم: http://www.youtube.com/watch?v=GfSif2bDXrg

برای تماشا "اینجا" را کلیک کنید.




*****

نحوه به شهادت رسیدن سید علی موسوی حبیبی

   

(خواهرزاده مهندس میرحسین موسوی)
سید علی موسوی حبیبی از چندین روز قبل تلفنی بارها تهدید به قتل شده است. خانواده او از این تهدیدها با خبر بوده اند و برایش ابراز نگرانی می کرده اند.
امروز "عاشورا" یک پاترول جلوی در خانه آن ها ابتدا چندین نفر را جلوی چشم سید علی موسوی زیر می گیرد، بعد از درون پاترول 5 نفر از نیروهای امنتی پیاده می شوند و یکی از آن ها از نزدیک ترین فاصله با کلت به سینه سید علی موسوی شلیک می کند طوری که گلوله از پشت او خارج می شود. بعد آن 5 نفر با پاترول سراسیمه می گریزند.
برادر زن سید علی او را به بیمارستان می رساند اما قبل از آن که سید علی موسوی به بیمارستان برسد به شهادت نائل می شود.
امشب نیروهای امنتی به بیمارستان رفته اند و گفته اند جسد سید علی موسوی را با خود به پزشکی قانونی کهریزک می بریم.
و خانواده شهید را تهدید کرده اند که حق برگزاری مراسم را ندارند. (احتمال آن وجود دارد که شبانه پیکر او را مخفیانه به خاک بسپارند تا مانع از مراسم تدفین او شوند.)
سید علی موسوی 43 سال داشته است و پدر 2 فرزند است. او صاحب یک دختر 17 ساله و یک پسر 7 ساله است. ابراهیم موسوی برادر او پیش از این در جنگ شهید شده است.
خانواده شهید موسوی معتقدند این یک ترور از قبل طراحی شده است برای فشار آوردن به مهندس میرحسین موسوی و فامیل او.
از آنجا که حکومت پیکر شهدای عاشورا را برای جلوگیری از مراسم تدفین ربوده است، مردم ایران در هر کجا مراسم بزرگداشت شهدای ربوده شده عاشورای امسال را در خیابان ها برگزار خواهند کرد. در همان محورهای عاشورا.
عکس حاضر مربوط است به سید علی موسوی و دایی اش (مهندس میرحسین موسوی) که روز جمعه یک هفته قبل از روز قدس امسال گرفته شده است.
محسن مخملباف
یکشنبه عاشورای 88


The way Seyed Ali Moussavi Habibi was killed

Seyed Ali Moussavi Habibi, nephew of Mir Hossein Moussavi, was warned and threaten by phone calls to be assassinated for the past few days. His family were aware of all the treats and were worried about him.

Today, Ashura day, Seyed Ali Moussavi Habibi was witnessing a 4WD Neissan Patrol car running over a few people in front of his house before being shot and killed with the same people in the car. After running over a few people  5 people get off the car and one of them comes very close to Seyed ali Moussavi and shoots him with a gun in  a way that the bullet passes through his chest and comes out from his back.  Then all 5 get on the car and run away.

His brother in law takes Seyed Ali Moussavi to the Hospital but before they reach there he becomes a martyr.

The government guards has gone to the hospital and said that they are going to take his body to the Kahrizak death  investigation center.

They have threatened and warned the family that they are not allowed to hold a funeral for him. ( there is the possibility that they would bury him over night so the family would not be able to have the funeral anymore.)

Seyed Ali Moussavi, 43, has two children. His daughter is 17 and his son is 7. His Martyre brother Ebrahim Moussavi was killed in the war a couple of years ago.

Myrtyre Moussavi family believe that this is a well-planned murder to put pressure on Mir Hossein Moussavi and his family and relatives.

Since the coup government has stolen the body of the Ashura martyrs to avoid any funeral for them, Iranian public are going to hold the ceremony in the streets of Iran wherever possible. Mainly making the ashura ceremony about these martyrs.

Photo below shows Seyed Ali Moussavi and his uncle, Mir Hossein Moussavi, The Friday before the Ghods day this year in Iran.


Mohsen Makhmalbaf

Sunday   Ashuraye 1388

(27 December 2009)




*****

*****

   

****




*****

نامه عاشورایی محسن مخملباف به یزید زمان"خامنه ای"

   

خامنه ای! ای پست تر از یزید
تو برنده شدی، اکنون دیگر یزید نفر اول نیست که در عاشورا آدم کشت، تو از او بردی.
حالا از خودم ناراضی ام که در 17 سالگی با شاه جنگیدم. او وقتی دید مردم او را نمی خواهند، کشور را گذاشت و رفت. اما تو ایستاده ای تا همه از ایران بروند.
خامنه ای! ای پست تر از یزید
مقاومت کن. بیشتر آدم بکش. بیشتر تجاوز کن. می خواستی احمدی نژاد را نجات بدهی، خودت از دست رفتی. می خواهی خودت را نجات بدهی، اصل ولایت فقیه را از بین بردی. دست مریزاد. لطفا باز هم مقاومت کن تا ما باز هم بیشتر به دست آوریم.
خامنه ای! ای پست تر از یزید
غرور و نخوت ترا همه می دانستند، اما حسادتت را کمتر کسی می دانست. تو منتظری را کشتی و خودت بر پیکر شهید او بر بلندای دستان مردم حسودی کردی.
خامنه ای! ای پست تر از شمر
تو منتظری نیستی که به قدرت نه گفت تا انسان بماند و محبوب مردم شد و رفت.
تو خمینی نیستی که شاه را بیرون کرد و برای چند سال محبوب مردم شد و رفت. تو حتی برای نجات خودت در روز تاسوعا با مزدوران خودت به خانه خمینی حمله کردی.
تو حتی شاه نیستی که وقتی دانست مردم او را نمی خواهند سلطنت و کشور را گذاشت و رفت تا مردم بدانند روزهای بدتری در انتظار آن هاست.
تو فقط یزیدی. چون تنها تو در عاشورا آدم می کشی.
خامنه ای! ای پست تر از خولی
ما تو را به زیر می کشیم، با اصل ولایت فقیه ات.
ولایت فقیه جامه آلوده ای است که حتی اگر نعوذبالله خدا به تن کند، هستی کن فیکون می شود.
خامنه ای ما ترا به زیر می کشیم از تخت حکومت ات. نه، ما ترا بالا می کشیم از چاه صدامی ات و نور به صورتت می اندازیم اما نه با چراغ قوه ای که در دست یک سرباز آمریکایی است. این نور از مشعل یک دانشجوست که ترا از عمق چاه ترس ات بیرون کشیده.
آن دانشجو اما ترا نمی کشد. او ترا در عاشورای بعدی در بین دسته عزاداران حسینی رها می کند تا مردم با چشمان حیرت زده خود ببینند تنهایی یزید را.
خامنه ای! ای یزید! در هفتم و چهلم شهدای عاشورای امسال ترا از تخت ات به زیر می کشیم.
خامنه ای! ای پست تر از پستی...
محسن مخملباف
عاشورای 1388




*****

نامه محسن مخملباف به مصطفی تاجزاده (درباره جنتی)

   

مصطفی عزیز
پیشنهاد ترا برای محاکمه جنتی خواندم و خاطراتی در مورد جنتی برایم زنده شد.
سال 1357 بود.هنوز چند ماه به انقلاب 22 بهمن مانده بود و ما در زندان قصر بودیم.حسین جنتی پسر جنتی هم با ما بود.او پسری مودب، با هوش و مهربان بود. هنوز چشمان معصوم و لبخند همیشگی اش را به یاد دارم. معمولا عصرها از ساعت 4 تا 5 در حیاط کوچک زندان بند (7و8)با هم قدم می زدیم و برای آینده ایران رویا می بافتیم.
یک روز که با حسین جنتی در حال قدم زدن بودم، بلندگوی زندان نام مرا خواند و دوباره به کمیته مشترک که محل شکنجه و بازجویی ها بود بازگردانده شدم. (این زندان اکنون موزه شده است.زندان امروز تو هم روزی موزه خواهد شد)مرا به اتاق بازجویی بردند. وارد اتاق که شدم، نگهبان چشم بند را از چشمم برداشت و روی صندلی نشستم.بازجویم عوض شده بود و این بار رسولی، بازجویی که قد کوتاهی داشت، واز خشونت او در بازجویی ها بسیار بد می گفتند روبرویم بود.سمت راست من، درست روبروی میز بازجو، مردی نحیف الجثه و با ریش بلند نشسته بود که دستهایش لرزه گرفته بود و نمی توانست خودکار را در دست بگیرد. رسولی نگاهی به من انداخت و بعد از چند ناسزا و تهدید، برگه های بازجویی را جلوی من گذاشت.سوالات روی برگه مربوط بود به فعالیت های سیاسی من در زندان سیاسی و گزارش هایی که از فعالیت های من توسط ماموران مخفی در زندان رسیده بود.
بعد از چند لحظه رسولی با اشاره به مرد نحیف و لرزانی که در حال لرزیدن بی وقفه بود، پرسید:اینو می شناسی؟
به مرد لرزان بهتر نگاه کردم. او را نمی شناختم. گفتم:نمی شناسم.
رسولی گفت:این بابای حسین جنتی است که عصرها باهاش توی حیاط زندان قدم می زنین.
این اولین بار بود که من آقای جنتی را می دیدم. ایشان هنوز آیت اله نبود و اسم و رسمی نداشت.
رسولی به او رکیک ترین فحش ها را داد و گفت:تو که کتک نخورده لرزه گرفتی برای چی روی منبر علیه شاه حرف زدی؟!
و آقای جنتی قسم خورد که علیه شاه اصلا حرف نزده و فقط روضه اباعبدالله خوانده.
رسولی با فحش به او گفت: ما نوارتو رو ضبط کردیم.این دفعه ولت می کنم بری، ولی اگه دفعه دیگه از این گه ها بخوری از ریش آویزونت می کنم.
و آقای جنتی می لرزید و قسم و آیه می خورد که غیر از روضه ابا عبدالله بالای منبر حرفی نزده و نخواهد زد.
مدتی بعد که بازجویی های جدیدم تمام شد، به قصر برگشتم و ماجرا را برای حسین جنتی گفتم و اشک او از کنار لبخند همیشگی اش سرازیر شدوگفت: پدرم را که دیدی، جثه بسیار ضعیفی دارد و طاقت شکنجه ندارد.

سال ها بعد من در حوزه هنری قصه نویس بودم. حوزه هنری که ابتدا توسط هنرمندان جوان به طور مستقل شکل گرفته بود، طبق فرمان خمینی موظف شد زیر مجموعه سازمان تبلیغات باشد. و از آن پس آیت اله جنتی که رئیس سازمان تبلیغات بود، سه شنبه ها برای سرکشی به حوزه هنری می آمد.
دریکی از آن روزها به هنگام ناهاربود که آیت اله جنتی آمد.در حالی که دست پسر بچه کوچکی را گرفته بود .در آن ایام معمولا ناهار هنرمندان حوزه هنری نان و هندوانه بود.او سر سفره نشست، اما لب به غذا نزد و در حالی که ما ناهار می خوردیم، ایشان در باب حرام بودن موسیقی مشغول صحبت شد.من از مدیر وقت حوزه هنری پرسیدم:چونکه نان و هندوانه ناهار ماست، آیت اله جنتی غذا میل نمی کنند؟
و مدیر حوزه هنری گفت: ایشان روزه هستند.
گفتم: نه ماه رمضان است که روزه واجب باشد و نه دوشنبه و پنج شنبه که روزه مستحبی بگیرند، امروز سه شنبه است و من تا به حال درباره روزه سه شنبه نشنیده ام.
مدیر حوزه گفت:آقای جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است،و روند انقلاب را قبول ندارد، دستگیر یا اعدام شود،ایشان 40 روز روزه شکر بگیرند.دیروز پسرآیت اله ،حسین جنتی، در اصفهان کشته شد و این روزه آیت اله جنتی برای شکرگذاری اوست. و این پسر کوچک هم نوه اوست. یعنی پسر حسین جنتی.
چشم های پسر حسین شبیه چشم های حسین معصوم بود و درگوشه لبش همان لبخند همیشگی حسین پیدا بود.مدیر حوزه گفت نوه آیت اله هنوز از کشته شدن پدرش خبردارنشده.و قرار نیست به این زودی ها به او بگویند.

مصطفی عزیز!
جنتی در زندان ساواک کتک نخورده و شکنجه نشده لرزه گرفته بود، اما وقتی نوبت به قدرت رسید، دیگر لرزه و لقوه نگرفت. حتی چشمش را بر خون پسرش بست.او در آن روز سه شنبه، بی آن که نشانه ای از تاثر از خودش بروز بدهد، تنها در باب حرام بودن موسیقی در اسلام حرف زد.
من او را مقایسه می کنم با آیت اله منتظری که وقتی فرزندش محمد شهید شد،روبروی دوربین تلویزیون با صداقت تمام گریست. منتظری اگر پسر خودش را دوست نمی داشت، چگونه می توانست زندانیان بی گناه دیگری را که در سال 67 اعدام شدند، دوست داشته باشد و برای اعتراض به ظلمی که بر آن ها شده، دست از رهبری در آینده بردارد.

مصطفی عزیز!
جنتی چشم بستن بر تقلب در انتخابات را از چشم بستن بر خون پسرش و چشم بستن بر ضعف خود در بازجویی های ساواک تمرین کرده است.
کسانی که با من سر آن سفره نان و هندوانه آن روز سه شنبه نشسته بودند همان کسانی بودند که چندی بعد با حکم حضرت آیت اله جنتی به دلیل اعتراض به دور شدن انقلاب از آرمان های اولیه اش از حوزه هنری اخراج شدند.
این گروه 15 نفر بودند. به جز من یکی از آن ها سلمان هراتی بودکه درتصادف ماشین کشته شد. یکی حسن حسینی بود که سال ها خانه نشین شد و دقمرگ شد و یکی قیصر امین پور که این روزها پس از مرگش برای او امامزاده می سازند و در زمان حیاتش با حکم جنتی اخراجش کردند و سالیان دراز مغضوب شد.

مصطفی عزیز!
امروزه نه تنها روح حسین جنتی از دست رفتار پدرش در رنج است، نه تنها قهرمانان در بندی چون تو، از ظلمی که جنتی بر روند دمکراسی ایران کرده است در خشمید، که دیگر خدا از دست او به فریاد آمده است.صدای خشم خدا را از فریاد بندگان خشمگین اش در خیابان های سبز ایران نمی شنوی؟
من اگر جای خدا بودم از آنچه جنتی به نام من انجام داده ست ،خدایی ام را پس می دادم .

محسن مخملباف
25/9/1388

* عکس محسن مخملباف در ۱۷ سالگی در زندان




*****

اختلاف در بیت رهبری

   

پس از حوادث با شکوه 16 آذر اختلافات در بیت رهبری بالا گرفته است. گروهی شامل مجتبی خامنه ای، طائب، جعفری، نقدی و احمدی نژاد طرفدار دستگیری مهندس موسوی و آقای کروبی و اطرافیان ایشان هستند و استدلال می کنند در غیر این صورت ما در ماه محرم نمی توانیم جلوی مردم را بگیریم و مردم کار ما را یکسره خواهند کرد.
در گروه مقابل بقیه سپاهیان و شخص خامنه ای و حتی حجازی و وحید تا دیشب آخر شب مخالف دستگیری ها بوده اند. خامنه ای استدلال کرده است که چنانچه میرحسین را دستگیر کنیم او سمبل امام حسین خواهد شد و من (خامنه ای) سمبل یزید و ما نمی توانیم در دهه محرم جلوی 50 هزار هیات عزاداری در ایران را اگر خشمگین شده باشند بگیریم.
در عین حال تلویزیون جمهوری اسلامی از صبح امروز (شنبه) تندترین برنامه ها را علیه مردم سبز و رهبران آن به اجرا گذاشته است و در حال زمینه سازی برای عملیاتی نامعلوم هستند.
جنبش سبز نیز برای برگزاری دهه سبز عاشورا کاملا آماده است.
محسن مخملباف
21 آذر 1387


محسن مخملباف اطلاعات موثق از داخل حاکی است:

1- حمله به آقای موسوی و خانم رهنورد کاملا برنامه ریزی شده بود. خانم رهنورد را با ماشین حراست بیرون آوردند و کمی آن طرف تر یک موتوری بسیجی دستش را از پنجره ماشین که به اندازه یک دست باز بود داخل ماشین آورد و دقیقا اسپری فلفل را به صورت خانم رهنورد پاچید طوری که حتی یک قطره اشک هم از چشم راننده حراست بیرون نیامد. به خوبی معلوم است که عده ای به خانم رهنورد حمله می کنند یک نفر به ظاهر او را نجات می دهد تا او را در مقابل حمله حساب شده دیگری قرار دهد.
2- به هیات های مذهبی حضوری گفته اند که به هیچ وجه در 8 روز اول محرم نبایستی برنامه داشته باشند و یا غذا بدهند و برنامه محرم را محدود به تاسوعا و عاشورا کرده اند.
۲۱ آذر




*****

متن تشکر دفتر آیت الله العظمي منتظری از محسن مخملباف

   



‏تشكر از آقاي محسن مخملباف به جهت تقديم نمودن جايزه "آزادي آفرينش" به آيت الله العظمي منتظري‏

‏باسمه تعالي ‏

‏حضور محترم برادر ارجمند و هنرمند متعهد جناب آقاي محسن‏ ‏مخملباف دامت توفيقاته ‏ ‏پس از عرض سلام و آرزوي سلامتي براي شما و تبريك عيد‏ ‏سعيد غدير - خداي عزوجل را شاكر و مفتخرم كه از طرف‏ ‏حضرت آيت الله العظمي منتظري از شما عزيز و گرامي تشكر‏ ‏نموده و سلام ايشان را به جنابعالي ابلاغ نمايم .

‏ ‏حسن تدبير و درايت شما كه فقط جنبه معنوي جايزه ارزشمند‏ ‏خود با نام "آزادی آفرینش" را به معظم له تقديم نموده ايد قابل تقدير است . اما در عين‏ ‏حال و با اين كه مبلغ آن جايزه را به آسيب ديدگان حوادث اخير‏ ‏اختصاص داده ايد و آن را رسما اعلام نموده ايد، باز هم‏ ‏ياوه گويان كوتاهي نكردند و تهمت و افترا زدند كه در اين اولين‏ ‏مكاتبه سزاوار نيست خاطر شريف شما را مكدر نمايم .

‏ ‏اميدوارم خداوند كريم به همه ما انصاف و مروت عطا فرمايد و‏ ‏دلهاي همه انسانها و بويژه مردم كشور عزيزمان ايران را به هم‏ ‏مهربانتر فرمايد.
‏ ‏همچنين موفقيتي افزونتر از پيش را از درگاه خداوند منان براي‏ ‏شما و خانواده محترمتان و كليه هنرمندان حقيقي اين مرز و بوم‏ ‏آرزومندم . ‏ ‏ان شاء الله موفق باشيد.

‏ ‏دفتر آيت الله العظمي منتظري ‏
‏احمد منتظري ‏
‏‏1388/9/15‏‏

منبع: سایت دفتر آیت الله العظمی منتظری

آدرس سایت آیت الله العظمی منتظری: http://www.amontazeri.com




*****

گفتگوی محسن سازگارا و محسن مخملباف

   

گفتگوی محسن سازگارا و محسن مخملباف درمورد مبارزات بدون خشونت و ۱۶ آذر

برای دیدن اینجا را کلیک کنید



لینک فیلم: www.youtube.com/watch?v=_IUgtrKzKvo




*****

نامه حنا مخملباف به دختران خامنه ای

   

به عنوان یک دختر ایرانی از شنیدن خبر محکوم شدن عاطفه به 4 سال زندان به جرم شرکت در تظاهرات برای پرسش از رای دزدیده شده اش به خودم می لرزم.
من حنا هستم، یک دختر ایرانی. شما چطور خانم بشری و خانم هدی خامنه ای؟ آیا ایرانی نیستید؟ آیا از شنیدن خبر محکوم شدن عاطفه به 4 سال زندان از خودتان شرم نمی کنید؟ آیا در لابلای راهروها و اتاق های کاخ های بیت رهبری اخبار خیابان ها و زندان ها به شما نمی رسد؟ آیا شما هم با آن که دختر خامنه ای هستید، چون زنید، پدرتان و شوهرانتان شما را به چیزی نمی گیرند؟ آیا شما نمی دانید که همسرانتان در کنار قاتلان و شکنجه گران چگونه نقش مشاوران و طراحان بزرگ سرکوب مردم را بازی می کنند؟ آیا جرات ندارید به پدر مستبدتان بگوئید دیگر پدر من نیستی؟ آیا جرات ندارید به شوهرانتان بگوئید دیگر همسر من نیستید؟ یا معتاد آسایش و رفاه کاخ ها شده اید؟ دلم برای شما بیش از عاطفه می سوزد. عاطفه و دیگر دختران ایرانی اگر زندانی زندان اوین مخوف هستند لااقل برای آزادی زندانی شده اند اما شما زندانی کاخ های بیت رهبری هستید، بی آن که کوچکترین قدمی برای آزادی شرف خود به عنوان یک انسان برداشته باشید.
آه ای زندانیان کاخ های بیت رهبری، هدی و بشری عزیز! روزی خدا شما را هم آزاد خواهد کرد. درست همان روزی که ما را آزاد خواهد کرد. اگر خدا هم در بیت رهبری چون شما زنان و دخترکان زندانی شده است و دیگر کاری از دستش بر نمی آید ما خودمان، خودمان را آزاد خواهیم کرد.
حنا مخملباف
11 آذر 1388




*****

"مخملباف جایزه خود را به آیت الله منتظری تقدیم کرد"

   

محسن مخملباف که به عنوان کاندیدای دریافت جایزه آزادی برای خلق هنری مطرح شده بود موفق به دریافت مقام اول این جایزه در لندن شد.این جایزه به کسانی تعلق می گیرد که با اثر هنری خود به توسعه آزادی و عدالت اجتماعی کمک کرده باشند.هیات داوران محسن مخملباف را از بین بیش از هزار و چهارصد هنرمند پیشنهاد شده توسط گروه ها و سازمان های هنری برگزید.محسن مخملباف که برای دریافت این جایزه در موزه ویکتوریا و آلبرت در روز 25 نوامبردر لندن حضور یافته بود پس از دریافت جایزه خطاب به حاضران گفت:

"در جهانی که هنوز اکثر هنرمندان با نوعی سانسور مواجهند. در جهانی که از هر 100 نفر هنوز 15 نفر شب ها گرسنه می خوابند. در جهانی که مردم ایران به خاطر رای دادن کشته می شوند و مورد شکنجه وتجاوز جنسی واقع می شوند. هر جایزه ای فرصتی است برای گفتگو درباره دردهای بشری، بدان امید که از آن ها کاسته شود.

با تشکر از هیات داوران جایزه نقدی ای را که به من تعلق می گیرد متقابلا اهدا می کنم به ان جی او جنبش سبز تا صرف آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات ایران شود.

هم چنین افتخار این جایزه را تقدیم می کنم به پدر معنوی جنبش سبز ایران ، آیت الله منتظری که می توانست جانشین خمینی باشد اما چون حاضر نشد در مقابل کشتار در زندان ها سکوت کند، به سال ها زندان در خانه خود محکوم شد.

او اخیرا در فتوای خود با صدای بلند اعلام کرد که ساختن بمب اتم در همه جا از جمله ایران ضد بشریت است وایران بایستی قبل از اسرائیل پیشقدم خلع سلاح اتمی شود.

آیت الله منتظری با بینش انسانی و صداقت و شجاعت بی نظیر به جایی رسید که به قدرت پشت پا زدو به جای آن که امروز رهبر ایران شود وچون خامنه ای با دزدیدن رای مردم و کشتار رای دهندگان بر ما حکومت کند، ترجیح داد در خانه خود زندانی بماند، اما انسان باقی بماند.
این جایزه پر معنا و استثنایی پیشکش پدر معنوی جنبش سبز ایران باد."

لینکها:
فیلم مراسم دریافت جایزه

مصاحبه محسن مخملباف با روزنامه گاردین

فیلم مصاحبه محسن مخملباف با کانال ۴ تلویزیون انگلیس به همراه مطلبی کوتاه

خبر رویتر درباره محسن مخملباف




*****

حنا مخملباف جایزه اش را به امیر انتظام تقدیم کرد.

   

فیلم "روزهای سبز" حنا مخملباف برنده جایزه ویژه فستیوال "زنان جهان" آلمان شد.
وی هنگام دریافت جایزه گفت: "من 21 سال دارم و چهار سال دیگر 25 ساله می شوم. چرا در مورد عدد 25 حرف می زنم؟ نمی دانم، عدد 25 برای شما آیا معنایی دارد؟ شاید بعضی از شماها را به یاد سن تان بیندازد. اما عدد 25 برای من این معنا را دارد که این 25مین جایزه بین المللی است که می گیرم. ولی برای بعضی ها عدد 25 معنای 25 سال زندان در حکومت جمهوری اسلامی را دارد.
می خواهم این جایزه را با عشق و احترام کامل به "امیر انتظام" تقدیم کنم که 25 سال بی گناه در زندان های جمهوری اسلامی مقاومت کرد، یعنی بیشتر از عمر من. و اگر امروز من و نسل من می توانیم آزادی را فریاد بزنیم به خاطر وجود کسانی چون امیر انتظام است، که 25 سال در زندان های جمهوری اسلامی مقاومت کردند."

نامه تشکر عباس امیرانتظام به حنا مخملباف

سرکار خانم حنا مخملباف،
بسیار خوشوقتم که یکی از هموطنانم، با استعداد فطری خود در فن کارگردانی و تهیه فیلم برنده جایزه بین المللی شده است. این نشانه از استعداد و توانائی این ملت بزرگ و تاریخی است، آن را به شما تبریک می گویم.

تعدادی از کارهای شما و پدر هنرمند و وطن پرست شما را دیده و تحسین کرده ام.

من به وجود شما و افرادی که با خلاقیت های خود نام پرافتخار ایران را در جهان طنین انداز میکنند افتخار می کنم و به امید روزی هستم که وطن عزیزمان آزاد و مردم آزاده ایران بتوانند در کنار هم به ساخت ایران نوین بپردازنند.

دخترم، از اینکه با حق شناسی خود جایزه پرافتخار خودتان را به من هدیه کرده اید بسیار سپاسگزارم. اکنون که این نامه را می نویسم سی سال است که در زندانم آن هم به دلیل خدمتگذاری و تهیه "طرح انحلال مجلس خبرگان" که دولت موقت با اکثریت مطلق آرا آن را تصویب کرد ولی آقای خمینی آن را وتو و مانع انجام آن شد.

هدف من از تهیه آن طرح قانونی این بود که حکومت دینی بر سر کار نیاید و خاطره تلخ تاریخ حکومت تفتیش عقاید را که در سال های (1000 تا 1300 میلادی) به مدت سه قرن و فجایعی که در آن زمان انجام گرفت تکرار نشود.

پس از اینکه زعمای حکومت دینی فهمیدند که تهیه کننده طرح من هستم، مرا متهم به جاسوسی برای امریکا کردند. ولی من، این سال ها را باافتخار در زندان گذراندم و هرگز تسلیم به قبول اتهام نشدم و به شدت آن را رد کردم.

دخترم در حال حاضر هنوز زندانی هستم و با استفاده از مرخصی استعلاجی در منزل به مداوای خودم مشغولم و دائماً به فکر ایران و هموطنانم هستم که اسیر این نظام دینی شده اند.

من آرزوی موفقیت های بیشتری را برای شما و پدرتان دارم و امیدوارم روزی در ایران شما عزیزان را در آغوش گیرم.

سایت من به قرار زیر است : http://www.iran-amirentezam.com/

به امید آزادی ایران

پاينده باد ايران، پر رهرو باد راه پويندگان راه آزادی و عدالت

منبع: سایت آقای امیر انتظام




*****

The untold of the Green movement, Makhmalbaf

   

ناگفته های جنبش سبز در مصاحبه با محسن مخملباف به انگلیسی و فارسی
The untold of the Green movement, Makhmalbaf
لینک مطلب:
http://www.makhmalbaf.com/articles.php?lang=1&a=493



برای خواندن "اینجا" را کلیک کنید.




*****

حنا مخملباف جشنواره فیلم مستند دانمارک را هم سبز کرد

   

حنا مخملباف که به عنوان داور جشنواره فیلم مستند دانمارک و همچنین برای اولین نمایش فیلم روزهای سبز در این کشور حضور داشت رنگ سبز جنبش مردم ایران را به این فستیوال نیز گسترش داد.

هیات داوران جشنواره طی مراسمی بعد از نمایش فیلم "روزهای سبز" ساخته حنا مخملباف شال سبز را به عنوان حمایت از جنبش مردم ایران بر دوش انداختند.

فیلم "روزهای سبز" مورد استقبال گرم و گسترده تماشاگران قرار گرفت. تماشاگران ایرانی پس از نمایش فیلم با خواندن سرود یار دبستانی از حماسه آفرینی هموطنان خود در ایران حمایت کردند. پیش از این فیلم روزهای سبز در جشنواره های ونیز در ایتالیا، تورنتو در کانادا، سن سباستین در اسپانیا، نورنبرگ در آلمان، لیسبون در پرتغال و... به نمایش در آمده است.




*****

مصاحبه محسن مخملباف

   

مصاحبه گروه انقلاب سبز با آقای محسن مخملباف در خصوص : تهدید حامیان خارج از کشور 'جنبش سبز' از سوی نظامیان حامی دولت کودتا

انقلاب سبز: آقای مخملباف سپاه نام گروهی از جمله شما و آقای سازگارا را به عنوان سران خارج از کشور جنبش سبز اعلام کرده و تهدید کرده است.آیا فکر می کنید این تهدید عملی شود؟
محسن مخملباف: حتی قبل از این تهدید 2 سال پیش در افغانستان، سپاه پاسداران، نارنجکی جنگی را جلوی دوربین فیلم برداری ما پرتاب کرد که یک کشته و 21 زخمی دادیم. منتهی در آن موقع حکومت ایران می خواست انفجار را به گردن نا امنی در افغانستان بیندازد اما حالا شفاف تر عمل می کند.و از قبل می گوید این منم.

انقلاب سبز: از کجا معلوم شد که انفجار سر صحنه فیلم برداری شما در افغانستان کار سپاه پاسداران بوده است؟
مخملباف: مردمی که سر صحنه حضور داشتند پرتاب کننده نارنجک را شناسایی کردند. یک سال بعد هم یک گروه ترکیبی از ایران و القاعده دستگیر شدند که مسئولیت 13 عملیات از جمله انفجار سر صحنه ما را به عهده گرفتند.

انقلاب سبز: آیا این تهدید منجر به فرو کش کردن حرکت های خارج از کشور نخواهد شد؟
مخملباف: مگر کشتار ، زندان ، شکنجه ، آتش جنبش سبز را در داخل فرو نشاند که در خارج فرو بنشاند؟خشم مردم ایران چه در داخل و چه در خارج واکنش به 30 سال استبداد است.این خشم اگر نتواند اصلاح کند ویران می کند. چه من و امثال من زنده باشیم و چه نباشیم. بعد هم خون ما از ندا رنگین تر نیست.ما نمی ترسیم.شهادت رسیدن به قله و اوج یک عمر مبارزه است.من در 17 سالگی به اعدام محکوم شدم.اما چون 17 ساله بودم و حکومت شاه منصف تر از حکومت خامنه ای بود من را به پنج سال زندان محکوم کرد.من در آن وقت عاشق شهادت بودم. و از این که 17 سالگی مرا از شهادت دور می کرد می گریستم. شاهد من هادی خامنه ای برادر خامنه ای است. حالا هم بعد از شهادت ندا خیلی از ماها 17 سالگی و آن شور و شرر هایمان گل کرده است.
مرگ اگر مرگ است گو نزد من آی
تا در آغوشت بگیرم تنگ تنگ
...و یا
حسرت نبرم به خواب آن مرداب
کارام درون دشت شب خفته است
دریایم و نیست باکم از طوفان
دریا همه عمر خوابش آشفته است.

انقلاب سبز: بحث هزینه و فایده است.آن ها هنوز از خسارتی که در کشتار اولیه جنبش کرده اند کمر راست نکرده اند. چنانچه دست به ترور بزنند بیش از این مشروعیت بین المللی شان را از دست می دهند و دنیا را بر علیه خودشان تحریک خواهند کرد.پس از انقلاب بیش از صد ترور در خارج از کشور داشته ایم.اما از یک جایی ایران تعهد داد و دست از این رفتار برداشت.ایا ممکن است در اثر ضعف دوباره ترورها را شروع کند؟
مخملباف: گیریم که یکی از ما را بکشند. کار او را یک سبز دیگر انجام می دهد.مگر بقیه را که کشتند حالا جنبش سبز نداریم؟آن ها طی ماه های گذشته آقای خاتمی و کروبی و موسوی را تحت فشار گذاشته اند که خارج از کشور را نفی کنند. حتی هفته پیش محمد رضا بهشتی را 3 ساعت در بازجویی تحت فشار گذاشته بودند که علیه سبزهای خارج از کشور حرف بزند.و همانطور که در اطلاعیه سپاه می بینید از این که چرا رهبران سبز در داخل علیه سبز ها در خارج از کشور حرف نمی زنند، نالیده اند.تصور آنها این است که چون خودشان خودی و غیر خودی دارند، جنبش سبز هم داخلی و خارجی دارد.
اول می گفتند مردم تحریک شده رهبران سبز در داخلند. و حالا می گویند مردم تحریک شده گروهی سبز در خارجند.و مدام فراموش می کنند که مردم دیگر آن ها را دوست ندارند (بحران محبوبیت) خامنه ای دارد دق می کند که همه کشور و سپاه و نفت و تهدید و تطمیع را در دست دارد اما همه منتظری را دوست دارند.همه موسوی و خاتمی و کروبی را دوست دارند.همه سبزها هم دیگر را دوست دارند. پس حالا که پروژه ایجاد دشمنی و نفرت پراکنی بین سبزها موفق نشده، دوباره رفته اند بر سر ترساندن و تهدید کردن. دوران ترس مردم ما تما م شده است.


*عکس: محسن مخملباف در سن 17 سالگی پس از بازداشت توسط رژیم شاه




*****

محسن مخملباف اطلاعات موثق از داخل حاکی است:

   

1- حمله به آقای موسوی و خانم رهنورد کاملا برنامه ریزی شده بود. خانم رهنورد را با ماشین حراست بیرون آوردند و کمی آن طرف تر یک موتوری بسیجی دستش را از پنجره ماشین که به اندازه یک دست باز بود داخل ماشین آورد و دقیقا اسپری فلفل را به صورت خانم رهنورد پاچید طوری که حتی یک قطره اشک هم از چشم راننده حراست بیرون نیامد. به خوبی معلوم است که عده ای به خانم رهنورد حمله می کنند یک نفر به ظاهر او را نجات می دهد تا او را در مقابل حمله حساب شده دیگری قرار دهد. 2- به هیات های مذهبی حضوری گفته اند که به هیچ وجه در 8 روز اول محرم نبایستی برنامه داشته باشند و یا غذا بدهند و برنامه محرم را محدود به تاسوعا و عاشورا کرده اند. ۲۴ آذر




*****
 
     
 
 
   
     
     
     

       

Cheap Cosplay Wigs