News No 106
Friday 31st August 2012
Archive
|
|
"زندگی سگی" ساخته حنا مخملباف |
| |
|
لینک فیلم کوتاه داستانی "زندگی سگی" ساخته حنا مخملباف
موضوع فیلم کوتاه "زندگی سگی" ساخته حنا مخملباف درباره وضعیت دشوار حیوانات خانگی در ایران است.
این فیلم در سال ۲۰۱۱ جایزه اول فستیوال بیروت را به دست آورد.
Short film "Doggy life" made by Hana Makhmalbaf.
About the difficult situation of pets inside of Iran.
This film won Best Short Film's award from Beirut Film Festival in 2011
Click "here" to watch the movie
به نقل از بی بی سی فارسی:
"زندگی سگی "
تازگی ها در مجلس ایران نمایندگان در حال بررسی طرحی برای ممنوعیت "گرداندن و نگهداری" حیواناتی هستند که به گفته آنها "نجس و خطرناک" هستند. اگراین طرح تصویب نهایی شود، از این به بعد نگهداری و تردد سگها در خیابان از دید قانون ممنوع میشود. بر اساس این طرح و برای کسانی که مبادرت به نگهداری سگ یا دیگر "حیوانات مضر" در منزل خود میکنند، مجازات در نظر گرفته میشود. نمایندگان ارائه دهنده این طرح معتقدند: "رواج سگگردانی و نگهداری آن علاوه بر مضرات بسیار زیاد بهداشتی و زیانآور بودن برای سلامت عمومی، یک معضل فرهنگی- اجتماعی و نوعی تقلید کورکورانه از فرهنگ مبتذل غربی است. اما سگ معمولا حیوانی هست که به شدت نیاز به بیرون بودن و در هوای آزاد بودن دارد.
پس حالا تکلیف سگ هایی که در خانه زندانی می شوند و نباید بیرون بیایند چه می شود؟ حنا مخملباف، فیلمساز جوان اما شناخته شده ایران در فیلم "زندگی سگی" تصویری می دهد از سگی در همین شرایط.
ویژگی فیلم
فیلم حس و حال لطیفی دارد و در عین حال تصویری غریب اما ساده است. از زندگی یک مادر که بچه دار می شود. از دیگر ویژگی های فیلم تصاویر تاریک و بسته سگ ها در داخل خانه است که به نوعی حس محبوس بودن این حیوانات را تداعی می کند.
درباره کارگردان
حنا مخملباف
حنا مخملباف کوچک ترین عضو خانواده محسن مخملباف فیلمساز مشهور ایرانی است ولی علی رغم داشتن سن و سالی کم دارای تجربه زیادی در زمینه سینماست. وی اولین بار در فیلم " نون و گلدون" پدرش به عنوان بازیگر ظاهر شد. حنا اولین فیلمش را به نام " روزی که خاله ام مریض بود " در هشت سالگی با یک دوربین هندی کم ساخت. وی علاوه بر کارگردانی، عکاسی هم می کند و تجربه شرکت در هیئت داوران جشنواره های بین المللی را در کارنامه هنریش دارد. بعضی فیلمهای دیگر او که در جشنواره های مختلف به نمایش در آمده و ده ها جایزه نصیب او کرده است عبارتند از:
بودا از شرم فرو ریخت(۱۳۸۶) ، لذت دیوانگی ( فیلم مستند ۱۳۸۲) ، روزهای سبز( ۱۳۸۸)
|
 |
*****
|
|
| |
|
محسن مخملباف جایزه ویژه جشنواره برزیل خود را به مجتبی میرطهماسب و کتایون شهابی تقدیم کرد
|
 |
*****
|
|
| |
|
جشنواره برزیل جایزه ویژه یک عمر فعالیت سینمایی و انسانی را به محسن مخملباف اهدا کرد. محسن مخملباف ضمن تشکر از فیلم سازان برزیل که موج وسیعی را برای حمایت از سینماگران دربند ایران راه انداخته اند جایزه خود را به مجتبی میرطهماسب و کتایون شهابی تقدیم کرد.
در همین راستا، سینما گران برزیل خواستار آزادی مجتبی میرطهماسب ، کتایون شهابی،مهران زینت بخش،رامین پرچمی و دیگر سینماگران دربند ایرانی شدند.
جشنواره سائوپولوی برزیل پنج شنبه شب 3 نوامبر به کار خود پایان داد. در مراسم اختتامیه این جشنواره فیلم سازان برزیل به همراه فیلم سازان دیگر حاضر در جشنواره خواستار آزادی هر چه سریعتر مجتبی میر طهماسب ، کتایون شهابی،مهران زینت بخش،و رامین پرچمی شدند.
در این بیانیه که برای رئیس جمهور برزیل نیز فرستاده شد، آمده است:
خانم دیلما شما خود زمانی برای دمکراسی در زندان به سر برده اید و فشار و شکنجه را شخصا تجربه کرده اید، اکنون وظیفه انسانی شما ایجاب می کند ازسینماگران ایرانی دفاع کنید.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: تاریخ سینما تاکنون بدترین دوران سیاه سینما را دوران مک کارتی در آمریکا قلمداد کرده است. اما اکنون حکومت ایران دوران سیاه تری را برای تاریخ سینمای ایران و جهان رقم می زند. در ایران امروز،نه تنها برای فیلم سازان لیست سیاه تهیه شده است، بلکه هر روز گروه جدیدی به زندان برده می شوند و تحت شدیدترین فشارها قرار می گیرند تا علیه خود اعتراف کنند.
در ماه گذشته بیش از 50 نفر از مستند سازان مورد بازجویی قرار گرفته و ممنوع الخروج شده اند. آن ها تهدید شده اند در صورتی که فیلم هایشان را به جشنواره ها بفرستند به زندان خواهند رفت.
این فشار فرهنگی تنها شامل سینماگران ایرانی نمی شود. بسیاری از روزنامه نگاران و دانشجویان و اساتید دانشگاه ها نیز در زندان به سر می برند.جرم آن ها سخن گفتن از واقعیت های جامعه بوده است.بر اقلیت های مذهبی: مسیحیان ، کلیمی ها و به ویژه بهایی ها ستم فراوان می رود.برخی از پزشکان حتی به خاطر مبارزه با بیماری ایدز به زندان افتاده اند.
والتر ثالث سخنگوی فیلم سازان برزیل از رئیس جمهور خود خواست درجلسه 12 نوامبر امسال سازمان ملل (8روز دیگر)به خلاف گذشته برزیل برنقض حقوق بشر در ایران رای دهد.
اسامی امضا کنندگان بیانیه برزیل:
آتم اگویان:کارگردان کانادایی
والتر ثالث: کارگردان برزیلی
یونگ مون چی:کارگردان سنگاپور
ارسینه خانجان:بازیگر کانادایی
حناتا دلمیدا:رئیس جشنواره برزیل
فردریک بویر:کارگردان فرانسه
ماریا دمدیروس:کارگردان-هنرپیشه پرتغال
سرجیوماشادو:کارگردان برزیل
محمد صالح هارون:کارگردان چاد
کاپو گولانه:تهیه کننده برزیل
دانیلا توماس:کارگردان برزیل
سن دومیر کلار:تهیه کننده فرانسه
دانیل رزنده:تدوینگر برزیل
گیدو کیزا:کارگردان ایتالیایی
ژرژی فورتاتو:کارگردان برزیل
کیت کونور:کارگردان آمریکا
لائیس بودانسکی:کارگردان برزیل
لوسیا مورات:کارگردان برزیل
محسن مخملباف:کارگردان ایران
نیکولا کلوتس: کارگردان فرانسه
الیزابت پرس وال:تهیه کننده فرانسه
ژان کلود لامی:تهیه کننده فرانسه
هکتور بابنکو: کارگردان برزیل
بتو برنادت: کارگردان برزیل
آنتونس فیلیو : کارگردان برزیل
|
*****
|
|
| |
|
حنا مخملباف جايزه بزرگ جشنواره بيروت را به فيلم سازان زنداني در ايران تقديم كرد
فيلم زندگي سگي اخرين ساخته حنا مخملباف برنده جايزه بزرگ جشنواره بين المللي بيروت سال ٢٠١١ شد.
حنا مخملباف در پيام ارسالي به جشنواره بيروت امروز ١٢ اكتبر ٢٠١١ اعلام كرد:دچار احساس دو گانه اي هستم.خوشحالم كه از جشنواره معتبر شما چنين جايزه ارزشمندي را دريافت كرده ام.
غمگينم، به خاطر زنداني بودن دوستان فيلم سازم در ايران.فيلم سازاني كه تنها جرمشان ساختن فيلم در مورد واقعيت هاي زندگي در ايران است.براي يكي ساختن احساسم مي خواهم از طرف شما سينما دوستان لبناني اين جايزه را به دوستان فيلم ساز ايراني در بندم تقديم كنم.
برای تماشای فیلم"اینجا" را کلیک کنید.
|
*****
|
Green Days" by Hana Makhmalbaf" |
| |
|
On "Al Arabiya" channel
Thurseday 29th september 14:00 GMT
Also you can watch it on AlArabiya website starting Fridyay 30th September for one week
Click "here" to watch the movie
فیلم "روزهای سبز" حنا مخملباف از تلویزیون العربیه با زیرنویس عربی روز ۲۹ سپتامبر
همچنین می توانید این فیلم را به مدت یک هفته از تاریخ ۳۰ سپتامبر با لینک زیر از وبسایت العربیه ببینید
برای تماشای فیلم ا"ینجا" را کلیک کنید.
|
*****
|
11September |
| |
|
Click "here" to watch the movie
Title: 11.09.2001
Running time per episode: 11 minutes 9 secondes 1 image
(Script and direction: (11 filmmakers from 11 different countries
Ken Loach, Claude Lelouch, Danis Tanovic, Sean Penn, shohei Imamura, Amos Gitai, Youssef Chahine, Idrissa Ouedraogo, Mira Nair, Alejandro Inrritu and Samira Makhmalbaf.
The name of episode: "God, Construction and Destruction"
Script and direction: Samira Makhmalbaf
Samira Makhmalbaf has said: "When they asked me to talk about 11 September, I thought the whole world had representation except for Afghanistan, so I decided I would be their representative and tell it from their point of view. I didn't want to make it too judgmental. I wanted it to be innocent, through the eyes of the children."
نام فيلم : 11/9/2001
11 سپتامبر
تايم: 11 دقيقه و 9 ثانيه و 1 فريم
فيلمنامه و كارگرداني : 11 كارگردان از 11 كشور مختلف به نامهاي :كن لوچ- شان پن- آموس گيتاي-يوسف شاهين ـ شوهه ايماموراـ اينا ريتوـ آده عيسي ـ دانيس تانوويك ـ جيرـ كلود للوچ و سميرا مخملباف
نام اپيزود سمیرا مخملباف: "خدا ، ساختن ، تخريب"
فيلمنامه و كارگرداني: سميرا مخملباف
برای تماشای فیلم ا"ینجا" را کلیک کنید.
|
 |
*****
|
Makhmalbaf Film House on CNN |
| |
|
"Click here to watch the first five minutes of the interview"
|
*****
|
اکران فیلم حنا مخملباف بار دیگر در لبنان ممنوع شد |
| |
|
مقام های لبنان بار دیگر از نمایش فیلم روزهای سبز، ساخته حنا مخملباف سینماگر ایرانی جلوگیری کرد.
روزهای سبز داستان دختر جوانی است که در جریان اعتراضاتی که دو سال پیش پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران به راه افتاد، دستگیر می شود.
این فیلم قرار بود روزهای پنجشنبه و یکشنبه هفته آینده (۲۳ و ۲۶ ژوئن) در چارچوب جشنواره فیلمهای ممنوعه در سینما پلنت ابراج در محله فرن الشباک در شرق بیروت روی پرده برود.
به گزارش مهرداد فرهمند خبرنگار بی بی سی فارسی در بیروت، کولت نوفل، مدیر جشنواره فیلمهای ممنوعه به او گفته است که اداره ای در پلیس لبنان که مسئولیت صدور مجوز نمایش فیلم را به عهده دارد در آغاز به این فیلم مجوز نمایش داده بود اما روز گذشته این اداره رسماً به وی اعلام کرد که مجوز را پس می گیرد و فیلم روزهای سبز اجازه نمایش ندارد.
فیلم روزهای سبز قرار بود پاییز گذشته هم در جشنواره فیلم بیروت روی پرده برود که نمایش آن با سفر محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران به لبنان همزمان شد و این فیلم از برنامه جشنواره حذف شد.
در آن زمان حنا مخملباف در اعتراض به حذف فیلمش از برنامه جشنواره بیروت در نامه ای سرگشاده به "سینما دوستان لبنانی" نوشت: "احمدی نژاد دیروز رأی ما را دزدید و امروز اعتماد شما را ... احمدی نژاد در سرزمین من سمبل سانسور است. بنگرید او هنوز به سرزمین شما نیامده سانسور را به ارمغان آورده است".
او در نامه اش از سینما دوستان لبنانی خواست برای مبارزه با سانسور، همچون ایرانیان، خانه خود را به جشنواره تبدیل کنند، فیلم روزهای سبز را به "مادران داغدار لبنانی" نشان دهند.
جشنواره ای فیلمهای ممنوعه که فیلم روزهای سبز از برنامه آن حذف شده، برای اولین بار در بیروت برگزار می شود و هدف از آن نمایش فیلمهایی است که نمایش آنها در لبنان پیشتر ممنوع بوده است.
بخشی از فیلمهایی که قرار است در این جشنواره به نمایش درآیند، دارای مضامینی مذهبی در ارتباط با ادیان یهود و مسیحیت است یا اینکه به موضوع همزیستی یهودیان و مسلمانان پرداخته است که موضوعاتی بسیار حساسیت برانگیز در جامعه لبنان به شمار می رود و پیشتر به آنها اجازه نمایش داده نشده بود.
خبرگزاری فارس در خبری با استقبال از لغو مجوز پخش فیلم خانم مخملباف، این اقدام را نتیجه اقدامات "دولت حامی مقاومت" دانست.
به نوشته فارس به نظر می رسد پخش فیلمی در حمایت از "فتنه گرانی" که یکی از شعارهایشان "نه غزه، نه لبنان" بود، مورد اعتراض "حامیان مقاومت" واقع شده و پس از روی کار آمدن دولت جدید لبنان این مجوز لغو شده است.
ایران حامی اصلی جنبش مسلح حزب الله لبنان است که در کابینه و پارلمان لبنان حضور دارد.
منبع خبر:
بی بی سی فارسی
العربیه
|
 |
*****
|
Birthday of filmmaker and writer Mr Mohsen Makhmalbaf 29 May 2011 |
| |
|
Link to the news
|
 |
*****
|
تحریف سخنان محسن مخملباف در تلویزیون جمهوری اسلامی |
| |
|
متن کامل سخنرانی محسن مخملباف در اولین سالگرد جنبش سبز در پاریس، که اکنون پس از یک سال تاخیر و با تحریف در تلویزیون جمهوری اسلامی به نمایش در آمده است.
فیلم سخنان محسن مخملباف در نشست پاریس
برای تماشای فیلم "اینجا"
را کلیک کنید.
|
*****
|
تیتر روزنامه های اسپانیا |
| |
|
"محسن مخملباف پدر سینمای ایران جنبش ۱۵ مِی اسپانیا را تکان داد."
لینک روزنامه ها:
"Público"
اینجا را کلیک کنید.
"EL PAÍS"
اینجا را کلیک کنید.
|
 |
*****
|
متن کامل سخنرانی محسن مخملباف در نشست پاریس |
| |
|
خانم ها ، آقایان،دوستداران دمکراسی در جهان!
ملت ایران در سال گذشته هم چون دانشمندان سرنوشت خویش را به آزمایش گذاشت و کوشید با سعی و خطا ابتدا خود را و قوت و ضعف خویش را بازشناسی کند و همزمان خود را تغییر دهد.این پروژه تحقیقاتی ملی که نامش جنبش سبز است، پس از یک سال به یک خود آگاهی اجتماعی و یک دیگر آگاهی از سوی مردم جهان منجر شده است.
نتیجه این آزمایش ها نشان داد به خلاف آنچه دیگران می اندیشیدند، مردم ایران آماده و پذیرای دمکراسی هستند. اما آزمایش جنبش سبز در عین حال نشان داد که گویی این جهان معاصر است که هنوز آماده پذیرش دمکراسی
ایرانیان نیست.
به عنوان نمونه در شرایطی که موسوی به همراه سه میلیون جمعیت در خیابان ها فریاد دمکراسی خواهی سر می داد، پاسخ جامعه جهانی از زبان اوباما این بود: برای ما کنترل بمب اتم ایران مهم است و ما کاری به امور داخلی
ایرانی ها نداریم .وی در این رابطه حتی نامه به خامنه ای نوشت و به او تضمین داد که در امور داخلی ایران دخالت نخواهد کرد. و از این نامه خامنه ای برای سرکوب مخالفین جرات یافت.
آزمایش ها در دهه گذشته نشان می دهند هرگاه منافع غرب ایجاب کند، مثلا در مقابل حمله به دو ساختمان در
نیورک (با حدود 5 هزار کشته) حاضراست دو کشور هم چون عراق و افغانستان را تسخیر کند.( حتی اگر صد هزار نفر
کشته شوند، ) اما حاضر نیست در مقابل میلیون ها ایرانی که فریاد می زنند دمکراسی ما دزدیده شد ،حتی در
عرصه دیپلماسی حمایتگر باشد.
در این یک سال غرب نیز دست به آزمایش زد. پروژه آزمایشی غرب سازش با احمدی نژاد بر سر مساله اتمی بود که
شکست خورد .آزمایشی که بارها آزمایش شده بود و شکست خورده بود. اکنون پروژه تحریم ایران به آزمایش گذاشته می شود .سوال ایرانیان این است: اگر بر فرض محال حکومت ایران در مقابل این تحریم های نه چندان قوی تسلیم شد و دست از ساخت بمب اتم بطور موقت برداشت، مساله دمکراسی در ایران چه خواهد شد؟ آیا غرب آن را فراموش می کند و دوباره خواهد گفت:این مردم ایرانند که هنوز آماده دمکراسی نیستند؟
چرا صادقانه نمی پذیرید که شما غربیان هنوز آماده دمکراسی ما ایرانیان نیستید.
متاسفانه آزمایش ها نشان می دهند که غرب معاصر ما ایرانیان را بیشتر تروریست ویا نفت فروش دیده است .پس
یا از ما ترسیده یا به نفت ما طمع کرده است.حال آن که ما انسانیم هم چون شما.و آماده و شایسته دمکراسی هم
چون شما.و بدون دمکراسی ما دمکراسی شما کامل نخواهد شد.
پیش بینی ما این است که پروژه آزمایشی جدید شما برای کنترل اتم از طریق تحریم ایران نتیجه کافی نخواهد
داد. آنگاه مجبورید یکی از دو پروژه بعدی را آزمایش کنید:
کنار آمدن با ایران اتمی
و یا حمله به ایران.
بیایید قبل از آن که تسلیم ایران اتمی شوید و یا حمله به ایران و پیامدهایش را چون عراق و افغانستان
آزمایش کنید، کمک به توسعه دمکراسی در ایران را به آزمایش جدی بگذارید.
به آمریکا به عنوان پیشنهاد عملی اعلام می کنم ، حالا که مدیران "VOA" را عوض کرده اید، مدیریت جدید را
در راستای اطلاع رسانی به مردم ایران انتخاب کنید. جنبش دمکراسی خواهی ایران نیازمند اطلاع رسانی است.
و از شما اروپائیان می خواهم بخش فارسی یورو نیوز را برای اطلاع رسانی ایرانیان به آزمایش بگذارید و نتایج آن را ارزیابی کنید.
در حقیقت قبل از آن که از سر اجبار با بمب های واقعی سرزمین ما را آزمایش کنید، ما را با بمباران اینفورمیشن آزمایش کنید.
چندی پیش رئیس جمهور فرانسه آقای سرکوزی گفته بود:
ایرانیان لایق رهبران لایق تری هستند.
اگر چنین است لطفا دمکراسی ایران را بر سر بمب اتمی با رهبران نالایق کنونی ایران معامله نکنید.
محسن مخملباف
Mohsen Makhmalbaf's speech during the anniversary of Green movement in Paris
Ladies, Gentlemen, Supporters of democracy in the world!
The Iranian nation put to test its own destiny in a similar manner to scientists, trying to recognise itself initially, as well as its own weaknesses and strengths by trial and error and make simultaneous changes. This national research project which is named the Green Movement has lead on the one hand to a social self-awareness and on the other awareness by the world population. Contrary to what people believed, the results of these tests showed that the Iranian nation is ready and capable of accepting democracy; however, the green movement experiment also demonstrated that it is the present world that is still not ready to accept democracy for the people of Iran.
As an example, in a situation where Mousavi along with three million people were crying out for democracy in the streets, the response of the world society in the words uttered by Obama was thus: What is important for us is that the Nuclear Arms in Iran should be controlled and we have nothing to do with the internal affairs of the Iranian people. He even wrote a letter to Khamenei in this regard, assuring him that he would not interfere with the internal affairs of Iran. And so Khamenei took courage from this letter for the suppression of the opposition.
Experiments carried out in the past decade show that when it is a question of western interest, for example it is willing to invade two countries like Iraq and Afghanistan in response to an attack on two buildings in New York (leaving about 5000 dead). (Even if hundreds of thousands are killed), but it is not willing to give its support, even on the grounds of diplomacy, when faced by millions of Iranians crying out that their democracy has been stolen.
The west also initiated some experiments in this year. The western pilot project was to compromise with Ahmadi Nejad on the nuclear issue which lead to failure. This was an experiment that had been tried many times and failed. Now the project of Iranian sanction is being put to the test. The question put forward by the Iranians is this: supposing that the Iranian regime bows down to these not so persuasive sanctions and gave up the building of its nuclear weapons temporarily, what will then become of the issue of democracy in Iran? Will the west then forget it altogether and again declare that it is the Iranian nation who is not ready for democracy?
Why will you not justly accept that it is you, the westerners, who are not ready for democracy for the Iranians?
Unfortunately these experiments indicate that the modern west has viewed us, the Iranians, mainly as terrorists or oil sellers. So, it is either afraid of us or else is interested in our oil. Suffice to say that we are also human like yourselves and ready for and worthy of democracy as you are. And without our democracy your democracy will be incomplete.
We predict that your new pilot project for the control of Iranian nuclear issue through imposing of sanctions will not be sufficient. You will then be forced to test one of the next two projects:
Compromising with a nuclear Iran
or an attack on Iran.
So before you give in to a nuclear Iran or put to test the invasion of Iran and its consequences such as Iraq and Afghanistan, consider in earnest the experiment of helping the development of democracy in Iran.
I declare to the USA as a practical suggestion that now that you have changed the management of VOA, choose the new management in line with enlightening the Iranian people. The Iranian democratic movement is in need of information. And I am asking you, the Europeans, to put to test EuroNews in Persian for the enlightenment of the Iranians and evaluate its results.
In reality, before you test our land by real bombs, test us with the bombardment of information.
The French President, Mr Sarkozy stated some time ago:
The Iranians are worthy of worthier leaders.
If this is the case, then please do not barter the Iranian democracy for nuclear weapons with the current unworthy leaders of Iran.
|
 |
*****
|
نمایش فیلم زندگی سگی آخرین ساخته حنا مخملباف |
| |
|
برای اولین بار در برنامه آپارات از بی بی سی فارسی
پنچ شنبه ساعت: ۹ شب به وقت تهران
تکرار جمعه ساعت: ۱۱ صبح به وقت تهران
شنبه ساعت: ۱ صبح به وقت تهران
|
*****
|
جعل نام سمیرا مخملباف در فیس بوک |
| |
|
خانه فیلم مخملباف بدینوسیله اعلام می کند که مدت دو سال است صفحه ای در فیس بوک به نام سمیرا مخملباف جعل شده است که ربطی به سمیرا مخملباف ندارد. شخص یا اشخاصی که در پشت این صفحه فعالند با استفاده از نام سمیرا مخملباف اقدام به سواستفاده از اعتماد مردم داشته اند. به طرق مختلف طی زمانی طولانی به ایجاد کنندگان این صفحه جعلی اعتراض شده است اما ماثر نیفتاده است. لاجرم بدینوسیله بطور عمومی اعلام می کنیم هیچ یک از اعضای خانواده مخملباف در فیس بوک صفحهء رسمی ندارند.
آدرس صفحه جعلی:
http://www.facebook.com/profile.php?id=1727457247
|
 |
*****
|
|
| |
|
مصاحبه صفحه فیس بوک 25 بهمن با محسن مخملباف: خامنه ای عمود خیمه ظلم است. تا او هست این خیمه و خرگاه برپاست
فیس بوک 25 بهمن: از اخبار پشت پرده این دستگیری ها چه می دانید؟
محسن مخملباف:بیش از یک سال است که جلساتی در بیت رهبری برای دستگیری آقایان موسوی و کروبی برگزار می شد.حتی در همان اوایل بارها به این سمت پیش رفتند که رهبران جنبش را دستگیر کنند. با هشیاری مردم آن ها موقتا عقب نشینی کردند.در اکثر مواقع وزارت اطلاعات با ابراز نگرانی از پیامدهای این دستگیری مخالفت می کرد. اما در مقابل همواره سپاه و به ویژه اطلاعات سپاه طرفدار دستگیری رهبران بوده اند. البته تصمیم گیر اصلی تصمیمات ریز و درشت سرکوب در نهایت شخص خامنه ای است. و او در پایان هر جلسه این تصمیم را به بعد و به آمادگی نظام موکول می کرده است.
در آخرین جلسه که برای جلوگیری از تظاهرات روز یکشنبه در بیت رهبری تشکیل شد ،نظر وزارت اطلاعات این بود که شوک دستگیری منجر به انفجار مردم خواهد شد.در مقابل سپاه و مجتبی خامنه ای مشترکا اعلام کردند که کارشناسی ما این است که انفجاری رخ نخواهد داد و اگر هم رخ دهد ما آن را کنترل خواهیم کرد.صادق لاریجانی بیش از همه نگران واکنش مردم است و نظر وزارت اطلاعات را تایید می کند.
در جلسه قبل از یکشنبه به سپاه و بسیج دستور داده شده است که برخورد به گونه ای نباشد که کسی در خیابان کشته شود. در این صورت مردم بهانه جدیدی برای تظاهرات خواهند یافت.از سپاه و بسیج خواسته شده است که تا می توانند مانع شکل گیری اولیه جمعیت باشند.به همین منظور برای روز یکشنبه گذشته سه دستور العمل از بیت رهبری به همه نهاد های سرکوب ابلاغ شد:این دستور آنقدر وسیع پخش شد که قبل از یکشنبه به بیرون نظام درز کرد.این سه دستور این بود:
اول- مانع از خبر شدن مردم نسبت به زمان و مکان تظاهرات شوید.
دوم - با بسیج نیروها شکل گیری تظاهرات را در مرحله اولیه خنثی کنید.اما نحوه کنترل به شکلی نباشد که منجر به کشته شدن تظاهر کنندگان شود. در صورت کشته شدن حتی یکی از تظاهر کنندگان فورا بایستی تمرکز بر خارج کردن فرد کشته شده از دست مردم شود.و مانع از تصویر برداری ازاو شود.
سوم – بعد از تظاهرات بایستی مانع از ارسال تصاویر به خارج شویم و یا لااقل آن را به تعویق بیندازیم.و تبلیغ کنیم که اصلا اتفاقی نیفتاده است.آن ها می ترسند که هفته هر شهیدی به یک تظاهرات دیگر تبدیل شود مانند قبل از انقلاب
بعد از یکشنبه دیدیم که واقعا این سه دستور را تا توانستند پیگیری کردند.با این همه مردم علیرغم این که اطلاع رسانی درستی هم صورت نگرفته بود، بطور گسترده حضور یافتند.ولی برای سه شنبه های اعتراض استراتژی جنبش به طور صحیح آنطور که از بیانیه ها دیده شد این بود که اگر یکبار زمان و مکان را حداقل برای هر هفته یکبار اعلام شود مردم همدیگر را می یابند و خودشان قرارهای وسط هفته را خواهند گذاشت.
فیس بوک 25 بهمن: ارزیابی شما از حضور مردم برای سه شنبه 10 اسفند چیست؟
محسن مخملباف: فردا شب تولد مهندس است. و خبر دستگیری تازه منتشر شده و امشب الله اکبر وسیعی بر بام ها فریاد شده . اولین جرقه آن انفجاری که در نهایت به یک خیرش مردمی منجر خواهد شد فردا زده خواهد شد.
فیس بوک 25 بهمن:فکر نمی کنید رژیم سرکوبش را شدید تر کند؟
محسن مخملباف:اگر کمیت سرکوبی که از رژیم بر می آید را از یک تا ده ارزیابی کنیم تا به حال 9 تایش را به کار گرفته. او بیشتر تهدید می کند. بگذارید مثال بزنم و خیالتان را راحت کنم. خامنه ای کسی است که بعد از انقلاب دستور ترور تعداد زیادی را در خارج از کشور داده است. اما بعد از محکوم شدن در دادگاه میکونوس سال هاست جرات نکرده دست از پا خطا کند.او اگر در میکونوس محکوم نشده بود تمام روزنامه نگاران و سخن گویان ایرانی مقیم خارج را ترور کرده بود.به همین دلیل او جرات تیراندازی به مردم در خیابان را بیش از این هم ندارد. ببینید قذافی هزار نفر را کشت ، سازمان ملل او را به دادگاه حواله داد و دیگر چاره ای جز مردن در لیبی ندارد. هنوز در قدرت است اما محکوم شد که در کشورش بماند و اموال خودش و خانواده اش مصادره شد. 20 روز پیش قذافی برای خودش قدرتی بود و امشب یکی از مفلوک ترین موجودات کره زمین است. خامنه ای می داند که اگر مردم را در خیابان به رگبار ببندد 15 روز دیگر وجود خارجی نخواهد داشت.بعکس هارت و پورتی که می کند از سه ماه پیش تا به حال فقط بارها به قم رفته است و هربار از روحانی درجه یک تا درجه پنج را ملاقات کرده و هر کس از روزگار نالیده فرد کنار خامنه ای به دستور او برایش چک کشیده. او از ترس شروع کرده به خریدن روحانیت. البته خیلی ها هم او را نپذیرفته اند.
فیس بوک 25 بهمن:بهترین شعاری که می تواند سرنوشت ما را عوض کند چیست؟
محسن مخملباف: شعار خامنه ای برود و انتخابات آزاد. چرا که قدم اول هر تغییری رفتن اوست. خامنه ای عمود خیمه ظلم است. تا او هست این خیمه و خرگاه برپاست.
|
 |
*****
|
|
| |
|
حمایت محسن مخملباف از طرح سه شنبه های اعتراض
برای تماشای فیلم "اینجا"
را کلیک کنید.
|
*****
|
|
| |
|
آخرین تحلیل های محسن مخملباف از جنبش سبز ، ۲۹ بهمن ۸۹
برای تماشای فیلم گفتگو "اینجا"
را کلیک کنید.
|
*****
|
|
| |
|
محسن مخملباف ۲۵ بهمن، خشونت نه، دفاع آری
"برای تماشای فیلم گفتگو "اینجا"
را کلیک کنید.
|
*****
|
به مناسبت شصت و پنجمین زادروز دکتر سروش |
| |
|
استاد دریاها
استاد عزیز!
مستی و راستی ایرانی ها را می دانید. گرد هم نشینی ایشان را. جام باده به باده کوبیدنها و از هم گلگی کردن ها و از غایبان بد گویی کردن ها را. تا خود را خالی کنیم و آنگاه که به خود آئیم گوئیم: چکنیم مستی است و راستی دیگر. یا آن چنان که ملایان باده خور از می عرفان در حجره های طلبگی گویند: چکنیم دیگر، هذه شقشقه هدرت!
اما مستی و راستی تاجیکان دیگر است. آن ها هر از گاه دور هم جمع می شوند و جام باده از می و مرام پر می کنند و در حضور یاران می ایستند و چشم در چشم یکی از ایشان به مهر می نگرند و به غمزه می گویند: همه عیب یکدیگر نیک می دانیم، آنچه از هم نمی دانیم نیکی یکدیگر است و یکان یکان خوبی از هم شماره می کنند و جام باده بر باده چنان می کوبند که نسیم سحر لاله بر لاله می کوبد در دشت و لاله زار هر صبحگاه.
استاد عزیز!
تاجیک وار، در سرای خویش، رو به آن جا که تو هستی، بر پای ایستاده ام باده در دست. در جامی که قلم من است و پر از آن می معرفت که تو در کام ذهن من ریخته ای. تو هیچ گاه- حتی یک بار- مرا در کلاس درس خود حاضر ندیده ای، که من هنوز از طفلان مدرسه گریزم، اما همواره از دور سر سفره دانش گسترده تو نشسته ام.و بی آنچه تو مرا از دور آموختی، من اکنون کس دیگری بودم.
استاد عزیز!
در زندان بودم. بی قرار آزادی. اولین کتاب تو به دستم رسید : نهاد نا آرام جهان. نام کتاب مرا با خود برد. نا آرامی نهاد جهان را می گویم. در آن سن و سال، هفده سالگی ام را می گویم، و چه روزها و شب ها که در شگفتی به سر بردم. آسمان حیاط کوچک زندان، همه کهکشان من بود. با ثوابت و سیاراتش. اما نهاد نا آرام اندیشه تو، تمام ثوابت اندیشه های مرا سیال کرد.
سلول کوچک من که از کوچکی آن را چون لباس می پوشیدم، پس از کتاب تو، کهکشانی بزرگ شد.جهان موجی شده بود که اگر نرود نمی بود. و من نه کودکی زخمی و زنجیری یک سلول تنگ، که قطره ای بی نهایت از اقیانوسی که هستی نامش بود. با تو دانستم که بزرگی، عظمت، زیبایی، جاودانگی در اندیشه ماست.
و پس از آن هر گاه زمین با همه فراخی اش به من تنگ آمد، دانستم که عیب همه از اندیشه است و از نحوه اندیشیدن.بعد ها کتاب های دیگر تو را خواندم و به هر چه دل خوش کردم و خواستم برای ذهن کودک ساده پسند انگاره بسازم، نهاد نا آرام نسبیتی که تو مرا آموختی، انگاره های مرا می شکست. تا این جا که اکنون ایستاده ام. چو ماری که آنقدر در خود پوست انداخته باشد که دیگر نه از پوست نشان باشد و نه از مار. و از بودن های من تنها یک نام باقی مانده باشد و آن شدن مدام. و از همه راه ها، فقط رفتن. موج وار، موج موج.
استاد دریاها!
اکنون موج با تو سخن می گوید
با ضرب آهنگ سلامش بر شانه ساحل
با چو آهو آمدن ها و گریزهایش
شاگردت با تو سخن می گوید
استاد سروش!
محسن مخملباف
|
 |
*****
|
|
| |
|
پیام تشکر زهرا رهنورد به خانواده مخملباف: در راه آزادی و دمکراسی کنار هم باشیم
به نقل از سایت کلمه :
آقا محسن ، مرضیه خانم ، سمیرا ، حنا ومیثم مهربان وعزیزم
تشکر مرا به مناسبت حسن نیت تان به این دوست بپذیرید.
اصطلاحات خاص شما آقای مخملباف در هنگام دریافت جایزه و اهدا آن به حقیر، مرا بیش از این متعهد می کند که که برای حیات ملت و دفاع از حقی که به آن باور دارم از سختی، رنج و مرگ نهراسم تا صبح پیروزی و سعادت ایران و ایرانی طلوع کند .
همیشه هنرمندی شما ،خانواده هنرمند را که آیینه دار دردمندی نسبت به سرنوشت انسان و مقابله با زر و زور و تزویر و دغدغه ای جدی برای عدالت بوده است، ستوده ام .
کیست که نداند وفاداری و عشق شما به ملت چگونه الهام بخش بزرگی در درک زیبایی شناسی و خلاقیت هنری تان بوده است . تا آن حد که شما را به هنرمندانی نه فقط برای ایران بلکه به هنرمندانی برای بشریت دردمند تبدیل کرده است به ویژه آنکه تبعیض ها و سرکوب ها نسبت به تمام ملت و به خصوص زنان را با ابزار سحر انگیز سینما ، متعهدانه بیان می کنید .
امیدوارم در راه محبت ، لطافت ، زیبایی طبیعت و در مسیر آزادی ، برابری و دموکراسی همه ما همیشه درکنار هم باشیم و هرگز هنرمان را با هیچ پاداشی جز سعادت خلق مبادله نکنیم و البته این باوری است به آن خداوندی که بندگانش را دوست دارد و چهره رحمانی اش را زورگویان و قلدران هرگز نپسندیده اند .
زهرا رهنورد
هفتم آذرماه
منبع خبر:
سایت کلمه
|
 |
*****
|
|
| |
|
خانواده مخملباف جایزه جشنواره زنان آلمان را به زهرا رهنورد تقدیم کردند
دهمین دوره جشنواره زنان آلمان جایزه ویژه ده سالگی خود را به خاطر تلاش خانواده مخملباف برای دفاع از حقوق زنان در آثارشان به ایشان اهدا کرد.
ایرن ژانگ مدیر جشنواره به هنگام اهدای این جایزه گفت: "آثار خانواده مخملباف آینه روزگار ما ست.آینه زن و حقوق پایمال شده اش. آینه بشر و رنج هایی که می برد و همینطور آینه یک امید برای فردایی بهتر. من افتخار دارم که صد و دهمین جایزه بین المللی این خانواده را به آن ها اهدا می کنم."
محسن مخملباف ضمن قدرشناسی از مدیر جشنواره به هنگام دریافت این جایزه گفت:
"ما فیلم می سازیم، نه برای آن که تنها زشتی ها و زیبایی های دنیا را نشان دهیم، بیش از آن برای آن که دنیا را تغییر دهیم.
جوایز شما هم تنها برای قدرشناسی از کار فیلم سازان نیست، با این جوایز شما بر کار هنرمندان نور می تابانید تا بگویید: نگاه کن! آنجا هنوز کسی هست که از تغییر جهان ناامید نشده است.
اجازه می خواهم از طرف خانواده مخملباف نور این جایزه ارزشمند را بر شخصیتی بتابانم که بیش از این ها سزاوار قدرشناسی و احترام مردم روزگارماست. به زنی هنرمند، آگاه و شجاع که سری سبز دارد و زبانی سرخ و صلیب سرنوشت ما و خودش را بر دوش می کشد و به خاطر آن چه نامش زندگی است از مرگ هراسی ندارد: به زهرا رهنورد.
22 نوامبر 2010
|
 |
*****
|
|
| |
|
محسن مخملباف دکترای افتخاری سینمایی خود را به مادران شهدای جنبش سبزتقدیم کرد
دانشگاه نانتق پاریس که دومین دانشگاه بزرگ کشور فرانسه است روز 5 شنبه 18 نوامبر امسال (2010) دکترای افتخاری سینما را به محسن مخملباف اهدا کرد.وی پیش از این دکترای افتخاری ادبیات را از دانشکده سنت اندروز اسکاتلند دریافت کرده بود.
محسن مخملباف هنگام دریافت دکترای افتخاری سینما ، درباره شرایط سیاسی کنونی ایران و وضعیت دشوار سینماگران ایران سخن گفت.متن گفته های وی چنین است:
برای تماشای فیلم خبر
"اینجا"
را کلیک کنید.
****متن کامل سخنرانی پایین عکس****
|
 |
*****
|
|
| |
|
خانم ها، آقایان، اساتید محترم!
ترجیح می دادم در چنین شرایطی، تنها درباره هنر و سینما صحبت کنم.اما چگونه می توانم فراموش کنم شرایط دشوار دوستان سینما گرم در ایران امروز را؟!
سینماگر ایرانی سینما را چون آینه ای در مقابل جامعه قرار می دهد تا مردمی را که توسط تلویزیون دولتی و سینمای حکومتی با دروغ بمباردمان شده اند را به حقیقت خود باز گرداند.
در حقیقت، این حقیقت گویی فیلم ساز ایرانی است که او را به زندان می فرستد.در واقع این واقعیت نمایی اوست که آثارش را به سانسور محکوم می کند. و در نهایت، همین رئالیزم اوست که پاسپورتش را از او می گیرد و یا داغ تبعید بر پیشانی او می زند . آری چنین است وضعیت سینمای ایران.
سینماگرانی که در ایران مانده اند یا زیر فشار سانسورند ، یا در خطر دستگیری ویا در زندان و زیر شکنجه.
و سینماگرانی که مهاجرت کرده اند اگرچه به آزادی شخصی می رسند اما برای خلق هنر شاعرانه خود دچار دشواری های دیگری هستند.
اگر فیلم ساز ایرانی در کشورش زیر سانسور ایدئولوژیک له می شود، در جهان آزاد زیر سانسور سرمایه خرد می شود.
اکنون نیم قرن است که سینماگران مولف ایران، در کنار دیگر سینماگران مولف جهان، در حال مبارزه با سینمای صنعتی هالیود بوده اند.هالیودی که هنر را معمولا به یک کالای صنعتی چون مک دونالد تبدیل کرده است.
سینمای هالیودی که 90 درصد سالن های سینمای جهان را به سیطره خود درآورده است و فرصت تنفس هنر مستقل را از طریق تریبون سینما نمی دهد.
اگر جنگ سینماگر مولف ایرانی در کشورش، جنگ شعر و سیاست است، تضاد سینماگر مولف ایرانی در تبعید، جنگ بین شاعر ماندن و تاجر شدن است.
در این جا آزادی سیاسی هست، اما تو به عنوان یک فیلم ساز مولف، به وسیله پول بایکوت می شوی.
من به شخصه هر دو جور سینما را تجربه کرده ام.در بیرون از ایران می کوشم به وسوسه های هالیود نه بگویم، تا به شعر و سینما خیانت نکرده باشم.و در داخل ایران با سانسور فیلم ها و کتابهایم روبرو بوده ام.تا آن جا که مجبور به تبعید شده ام. و امروزه اگر به ایران برگردم، با مجازات اعدام روبرو خواهم شد.
برخی از کتابها و فیلم های من هیچ گاه از چنگ سانسور رها نشده اند و برخی سالهای طولانی زیرسانسور بوده اند. و در ایران امروز تمامی آثاری که نام من بر آن هاست در سانسور کاملند.
سال پیش فیلمی که فیلم نامه اش را من نوشته بودم به شرط آن که نام من به عنوان فیلم نامه نویس از فیلم حذف شود، اجازه اکران یافت.(فیلم شاعر زباله ها)
دو ماه پیش فیلم یک فیلم ساز برجسته ایرانی اصغر فرهادی در حال فیلم برداری توقیف شده بود، به دلیل آن که این فیلم ساز، نام من و چند فیلم ساز دیگر را با صدای بلند گفته بود و آرزو کرده بود روزی به ایران برگردیم.
چندی پیش تر سینماگر برجسته ایرانی دیگر، جعفر پناهی ،سه ماه در زندان ماند، تنها به جرم آن که در خانه خود مشغول ساخت فیلم بود.
هم اکنون محمد نوری زاد فیلم ساز حقیقت گوی ایرانی در زندان زیر شکنجه است به جرم آن که به رهبر ایران از درون زندان نامه نوشته است تا دست از کشتار جوانان بردارد.
سه سال پیش وقتی در افغانستان فیلم می ساختیم، سپاه پاسداران حکومت ایران، نارنجکی جنگی را سر صحنه فیلم برداری ما پرتاب کرد که بیش از 20 زخمی و یک کشته به جا گذاشت. کسی که کشته شد یک مرد سیاهی لشکر 43 ساله بود که برای دستمزد یک روز کار به سینما آمده بود و بی آن که بداند چرا، قربانی دیکتاتوری ایران شد.
سال گذشته میلیونها جوان ایرانی به خیابانها ریختند تا آزادی را فریاد کنند و با موبایل های خود تصاویر واقعی ای از آزادی خواهی مردم ایران را به دنیا فرستادند. تصاویری که در تغییر سرنوشت سیاسی مردم ایران، اهمیت شان به گمان من، حتی از تاریخ سینمای ایران بیشتر است.
در سال گذشته 15 هزار نفر از این جوانان برای آزادی در زندان به سر برده اند و حدود 100 نفر از آنها کشته شدند که همه آنها از من به این افتخار لایق ترند.
اساتید محترم اجازه دهید این دکترای افتخار را به امید روز آزادی ایران، تنها به امانت از شما بپذیرم.تا روزی در وطنم ایران ،آن را به مادرانی تقدیم کنم که فرزندانشان پیش از دریافت دکترای افتخار، به افتخار شهادت برای آزادی نائل شده اند.
Mohsen Makhmalbaf dedicated his honorary doctorate award to the martyrs of green movement:
Ladies and gentlemen, Honourable professors!
I would have preferred to talk about art and cinema only, but how could I possibly forget my fellow filmmakers, and their difficult situation in Iran, today.
The Iranian filmmaker places the cinema as a mirror in front of the society, in order to bring people back to its own truth, the people who has been bombarded with lies by the state television and state cinema.
Indeed, it is the Iranian filmmaker’s realism, which sends him in the prison. It is his very realism which condemns the Iranian filmmaker to censorship. It is indeed, this realism which costs the Iranian filmmaker, his or her passport. Finally, it is this very realism, which brands the Iranian filmmaker with the exile. This is the reality of cinema, today, in Iran.
Those of us who have remained in Iran are not only subjected to censorship, but constantly risk of arrest, and torture.
And those filmmakers who migrated, although attaining a degree of personal freedom, but suffer other hardships for the creation of their poetical art.
If the Iranian filmmakers are crushed under ideological censorship in their own country, they are crushed by the money censorship in the free world.
It has been more than half a century now that Iranian independent filmmakers, like other independent filmmakers worldwide have been fighting against Hollywood’s industrial cinema, a Hollywood where art has changed to an industrial article, such as McDonalds.
A movie-making machine which dominates 90% of all theatres, and does not allow the independent art to have a breathing space through the cinema’s tribune.
If the war of the Iranian filmmaker in his country is the war of poetry and politics, the Iranian filmmaker’s conflict in exile is that between remaining a poet and becoming a merchant.
There is political freedom here, but you as an art filmmaker are boycotted by money.
I have personally experienced both of these situations. Outside Iran, I try to overcome the temptations of Hollywood, so as to remain faithful to poetry and cinema. And within Iran I have faced the censorship of my films and books, to such an extent that I had to become an exile. And today, should I return to Iran, I shall face a death sentence.
Some of my films and books never got out of the censorship’s grip and have remained so for many years. Today in Iran all the works bearing my name are under complete censorship.
Last year, a film for which I had written the screen play was granted permission for screening on the one condition that my name would be omitted as the screen writer (The film called ‘Poet of the waste’).
Two months ago, a film by an Iranian filmmaker, namely, Asghar Farhadi, was banned just because he had mentioned my name amongst a few other filmmakers and had wished for our return to Iran.
A while ago, another well-known Iranian filmmaker, Jafar Panahi, spent three months behind bars, because he was making a film in his own home.
Currently, Mohammad Nouri Zad, the honest filmmaker is under torture in prison for the guilt of having addressed an open-letter, from his cell, to the Supreme Leader, asking him to stop killing our youth.
About three years ago, while shooting a film in Afghanistan, we were the target of an attack by a bomb, organized by the Revolutionary Guards of Iranian regime.
Leaving some 20 injured and one dead. The person who died was a 43 year old extra who had come to the cinema for a day’s salary; and without knowing why, he became a victim of the Iranian dictatorship.
Last year, millions of the Iranian people took to the streets to shout for freedom. They used their mobile phones cameras to send their real image to the world. These pictures, which in my view, are more effective than the whole history of the Iranian cinema in changing the situation of the Iranian nation.
About a year ago, fifteen thousands of these young men and women were to be sent behind bars where about a hundred of them were to be met with death. Every single one of them deserves, far more than I do, to be honored, here and today.
Honourable professors!
Permit me to accept this honorary doctorate as a loan in the hope of freedom for Iran. Until the day when, in my homeland Iran, I will be able to present it to the mothers whose children had the honour of martyrdom in the name of freedom before they could receive an honorary doctorate.
Thank you
|
*****
|
انتشار کتاب درباره سمیرا مخملباف در هند |
| |
|
جشنواره بین المللی فیلم بمبئی در آخرین روز خود (29 اکتبر) در یک دیدار مطبوعاتی به معرفی کتاب فیلم های سمیرا مخملباف نوشته پردیپ بیس واس منتقد هندی پرداخت. مقدمه این کتاب به قلم مرینال سن فیلم ساز هنری هندی نوشته شده است.
سمیرا مخملباف که به عنوان ژوری در فستیوال بمبئی امسال دعوت شده بود در مراسم معرفی این کتاب حضور یافت.
پردیپ بیس واس نویسنده و منتقد سینمایی پیش از این در مورد فیلم سازان دیگری از جهان از جمله ژانگ ییمو فیلمساز چینی، ساتیا جیت رای فیلم ساز هندی، آنجلو پولوس فیلم ساز یونانی، ییلماز گونی فیلم ساز ترکی کتاب نوشته است.
مضمون کتاب های او شاعرانگی سینماگران در سینمای معاصر جهان است.
|
 |
*****
|
|
| |
|
|
 |
*****
|
سمیرا مخملباف داورجشنواره بین المللی بمبئی |
| |
|
جشنواره بین المللی فیلم بمبئی که از 20 تا 30 اکتبر امسال در شهر بمبئی کشور هند برگذار می
شود تمامی اعضای ژوری امسال خود را از بین زنان مشهور سینمای جهان برگزیده است.
در بین پنج عضو هیات داوران امسال جشنواره بمبئی دو کارگردان حضور دارند یکی جین کمپیون
سازنده فیلم پیانو و دیگری سمیرا مخملباف سازنده فیلم سیب و تخته سیاه و پنج عصر و اسب دو
پا و 11 سپتامبر تانیا تهیه کننده 4 فیلم هری پاتر و بازیگر هندی مانی راتنام و بازیگر کره ای یونگ جون هی
اعضای دیگر داوری امسال جشنواره بمبئی را تشکیل می دهند.
14
فیلم بخش مسابقه برای دریافت دو جایزه صد هزار دلاری و پنجاه هزار دلاری رقابت می کنند
سمیرا مخملباف پیش از این در جشنواره های دیگری چون کن ، ونیز ، برلین ، سن سباستین،
لوکارنو به عنوان ژوری حضور یافته است. وی در 17 سالگی رکورد جوانترین کارگردان جهان را در
جشنواره کن شکست.و دوبار برنده جایزه ژوری ار فستیوال کن شد.سمیرا مخملباف توسط روزنامه
گاردین به عنوان یکی از چهل فیلمساز برجسته هنری جهان انتخاب شده است.
|
 |
*****
|
|
| |
|
گفتگوی حنا مخملباف با تلویزیون العربیه
برای تماشای فیلم گفتگو "اینجا"
را کلیک کنید.
لینک متن نامه حنا مخملباف به مردم لبنان در روزنامه العربیه:
"برای خواندن متن" اینجا را کلیک کنید.
در روزنامه لس آنجلس تایمز:
"برای خواندن متن" اینجا را کلیک کنید.
Hana Makhmalbaf interview with Al arabia regarding her film being banned in Lebanon
"Click here"
Link to the letter of Hana Makhmalbaf on Alarabia:
"Click here" to read the article.
On Los Angeles Times:
"Click here" to read the article.
|
*****
|
نامه حنا مخملباف به مردم لبنان |
| |
|
سینما دوستان لبنانی
خوشحال بودم که در فیلم روزهای سبز روایتی واقعی از انتخابات ایران را می بینید. انتخابات سبزی که به دست حکومت ایران با دهها کشته و هزاران زندانی سرخ شد.
با خبر شدم کسانی از اهل سیاست و مصلحت در سرزمین شما به بهانه رنجیدن احمدی نژاد قبل از ورودش به لبنان ، مانع از نمایش فیلم روزهای سبز در جشنواره بین المللی فیلم بیروت شده اند.
سینما دوستان لبنانی
ایکاش می توانستم با فیلم روزهای سبز به خانه تک تک شما بیایم تا با هم ببینیم لحظه جان دادن نداها را.آنگاه قلب شکسته من از چشمان بارانی شما بپرسد عزیزان لبنانی ام! آن که ندای ایران خود را این گونه خاموش کرد، چگونه ندای لبنان شما را خاموش نخواهد کرد؟!
سینما دوستان لبنانی
احمدی نژاد دیروز رای ما را دزدید و امروز اعتماد شما را.قصد او یاری به شما نیست، همانگونه که قصدش خدمت به ایران نبود.فریاد عدالت خواهانه اش برای ایرانیان حاصلی جز فقر و زندان و شکنجه و تجاوز زیر نام خدا نبود. و فریاد او علیه اسرائیل تنها عوام فریبی در جهان اسلام است و برای سرزمین شما جز جنگ ارمغانی ندارد.او از سرزمین شما چون خاکریز اول جنگ خیالی اش استفاده می کند.کمک ناچیز او پول خون روح بزرگ جوانان شماست.
احمدی نژاد در سرزمین من سمبل سانسور است. بنگرید او هنوز به سرزمین شما نیامده سانسور را به ارمغان آورده است.
ما ایرانی ها یاد گرفته ایم برای مبارزه با سانسور خانه خود را به جشنواره تبدیل کنیم. اگر شما هم این گونه اید در جشنواره های خانگی خود فیلم روزهای سبز را به مادران داغدار لبنانی نشان دهید و بگویید مادران داغدار ایرانی به هم می گویند: احمدی نژاد و خامنه ای با نام خدا شروع می کنند اما جز به نفع شیطان تمام نمی کنند.
حنا مخملباف
۱۱ اکتبر ۲۰۱۰
Hana Makhmalbaf Addresses the People of Lebanon Ahead of Ahmadinejad's Visit
"Cinema lovers of Lebanon,
I was happy to think that by watching the film Green Days, you will see a realistic tale of Iran's elections. A green election which the Iranian regime turned into blood red after they killed tens and arrested thousands.
News reached me that some of the officials in the art of politics and expediency in your country, under the excuse of not upsetting Ahmadinejad before he enters Lebanon, have prevented the showing of Green Days in the Beirut Film Festival.
Cinema lovers of Lebanon,
I wish I could come to each one of your houses with that movie so we could watch together the moment Nedas died. Then my broken heart would ask your tearful eyes, my dear Lebanese, how could he who extinguished the Nedas of his own land not extinguish your Nedas of Lebanon?
Cinema Lovers of Lebanon,
Ahmadinejad stole our votes yesterday and will steal your trust today. His intention is not to help you, just as his intention is not to serve Iran. His firebrand cries of justice to Iranians has brought nothing but poverty, imprisonment and torture under the name of God and his rabble rousing against Israel is nothing but a public deception of the Islamic world and will bring nothing for your land other than war. He uses your land as a frontline trench of his imaginary war. His insignificant loan is like the blood money for the great spirit of the youth of your country.
Ahmadinejad in my land is the symbol of censorship. Look how he brings censorship to your country before even arriving there.
We Iranians have learned to turn our homes into a festival to combat censorship, if you too turn your homes into a film festival and show the movie of Green Days to the mourning mothers of Lebanon and say that the mourning mothers of Iran say to each other:
Ahmadinejad and Khamaenii begin with the name of God but only end in the interests of Satan"
11th October 2010
|
 |
*****
|
|
| |
|
حنا مخملباف جایزه کارگردانی خود را به محمد نوری زاد تقدیم کرد
فیلم "روزهای سبز" ساخته حنا مخملباف برنده جایزه بهترین کارگردانی از فستیوال بین المللی فیلم مستند حقوق بشر شد.
این فستیوال که در دهه آخر سپتامبر امسال در شهر بیشکک قرقیزستان برگذار شد 28 فیلم مستند از سراسر جهان را از جمله کشورهایی چون آلمان ، انگلیس و یونان به نمایش گذاشت.
موضوع فیلم روزهای سبز مربوط به حوادث قبل از انتخابات و شکل گیری جنبش سبز است.
حنا مخملباف پس از دریافت جایزه اعلام کرد:
این جایزه را تقدیم می کنم به هنرمند و کارگردان در بند کشورم محمد نوری زاد که با نوشتن نامه هایی
دردمندانه، صادقانه، شجاعانه و صریح خطاب به خامنه ای (کارگردان اصلی سرکوب مردم ایران)، از منافع و
مصالح شخصی خود به خاطر مردممان، وطن مان، ایران مان گذشت. او به ما آموخت که نمی توان کنار رودخانه
ایستاد و شاهد بود که سیل مردم را می برد و گفت من هنرمندم و کارم تنها ستایش از زیبایی های رودخانه
است. نوری زاد می توانست در کنار قدرت بایستد و به ثروت برسد و به شوکت برسد و از سوی حاکمیت هنرمند بزرگ ملی قلمداد شود، به شرط آن که چشم بر این همه خون، این همه زندانی، این همه بی عدالتی ببندد. اما او از قدرت و ثروت و آزادی و حتی هنر خود در گذشت تا انسان باقی بماند. در مقابل روح چنین کارگردان هایی است که سینما زانو می زند. این جایزه مفتخر است که به او تقدیم می شود.
۱۰ مهر ۱۳۸۹
|
 |
*****
|
دکترای ادبیات برای محسن مخملباف |
| |
|
دانشگاه "سنت آندرو" اسکاتلند که معتبرترین و قدیمی ترین دانشگاه این کشور است، دکترای ادبیات افتخاری سال 2010 خود را به خاطر دستاورد یک عمر فعالیت ادبی و هنری طی مراسمی در روز چهارشنبه 23 جون به محسن مخملباف اهدا کرد.
|
 |
*****
|
|
| |
|
|
 |
*****
|
|
| |
|
|
 |
*****
|
|
| |
|
|
 |
*****
|
سخنان محسن مخملباف در سالگرد جنبش سبز در پاریس |
| |
|
خانم ها ، آقایان،دوستداران دمکراسی در جهان!
ملت ایران در سال گذشته هم چون دانشمندان سرنوشت خویش را به آزمایش گذاشت و کوشید با سعی و خطا ابتدا خود را و قوت و ضعف خویش را بازشناسی کند و همزمان خود را تغییر دهد.این پروژه تحقیقاتی ملی که نامش جنبش سبز است، پس از یک سال به یک خود آگاهی اجتماعی و یک دیگر آگاهی از سوی مردم جهان منجر شده است.
نتیجه این آزمایش ها نشان داد به خلاف آنچه دیگران می اندیشیدند، مردم ایران آماده و پذیرای دمکراسی هستند. اما آزمایش جنبش سبز در عین حال نشان داد که گویی این جهان معاصر است که هنوز آماده پذیرش دمکراسی
ایرانیان نیست.
به عنوان نمونه در شرایطی که موسوی به همراه سه میلیون جمعیت در خیابان ها فریاد دمکراسی خواهی سر می داد، پاسخ جامعه جهانی از زبان اوباما این بود: برای ما کنترل بمب اتم ایران مهم است و ما کاری به امور داخلی
ایرانی ها نداریم .وی در این رابطه حتی نامه به خامنه ای نوشت و به او تضمین داد که در امور داخلی ایران دخالت نخواهد کرد. و از این نامه خامنه ای برای سرکوب مخالفین جرات یافت.
آزمایش ها در دهه گذشته نشان می دهند هرگاه منافع غرب ایجاب کند، مثلا در مقابل حمله به دو ساختمان در
نیورک (با حدود 5 هزار کشته) حاضراست دو کشور هم چون عراق و افغانستان را تسخیر کند.( حتی اگر صد هزار نفر
کشته شوند، ) اما حاضر نیست در مقابل میلیون ها ایرانی که فریاد می زنند دمکراسی ما دزدیده شد ،حتی در
عرصه دیپلماسی حمایتگر باشد.
در این یک سال غرب نیز دست به آزمایش زد. پروژه آزمایشی غرب سازش با احمدی نژاد بر سر مساله اتمی بود که
شکست خورد .آزمایشی که بارها آزمایش شده بود و شکست خورده بود. اکنون پروژه تحریم ایران به آزمایش گذاشته می شود .سوال ایرانیان این است: اگر بر فرض محال حکومت ایران در مقابل این تحریم های نه چندان قوی تسلیم شد و دست از ساخت بمب اتم بطور موقت برداشت، مساله دمکراسی در ایران چه خواهد شد؟ آیا غرب آن را فراموش می کند و دوباره خواهد گفت:این مردم ایرانند که هنوز آماده دمکراسی نیستند؟
چرا صادقانه نمی پذیرید که شما غربیان هنوز آماده دمکراسی ما ایرانیان نیستید.
متاسفانه آزمایش ها نشان می دهند که غرب معاصر ما ایرانیان را بیشتر تروریست ویا نفت فروش دیده است .پس
یا از ما ترسیده یا به نفت ما طمع کرده است.حال آن که ما انسانیم هم چون شما.و آماده و شایسته دمکراسی هم
چون شما.و بدون دمکراسی ما دمکراسی شما کامل نخواهد شد.
پیش بینی ما این است که پروژه آزمایشی جدید شما برای کنترل اتم از طریق تحریم ایران نتیجه کافی نخواهد
داد. آنگاه مجبورید یکی از دو پروژه بعدی را آزمایش کنید:
کنار آمدن با ایران اتمی
و یا حمله به ایران.
بیایید قبل از آن که تسلیم ایران اتمی شوید و یا حمله به ایران و پیامدهایش را چون عراق و افغانستان
آزمایش کنید، کمک به توسعه دمکراسی در ایران را به آزمایش جدی بگذارید.
به آمریکا به عنوان پیشنهاد عملی اعلام می کنم ، حالا که مدیران "VOA" را عوض کرده اید، مدیریت جدید را
در راستای اطلاع رسانی به مردم ایران انتخاب کنید. جنبش دمکراسی خواهی ایران نیازمند اطلاع رسانی است.
و از شما اروپائیان می خواهم بخش فارسی یورو نیوز را برای اطلاع رسانی ایرانیان به آزمایش بگذارید و نتایج آن را ارزیابی کنید.
در حقیقت قبل از آن که از سر اجبار با بمب های واقعی سرزمین ما را آزمایش کنید، ما را با بمباران اینفورمیشن آزمایش کنید.
چندی پیش رئیس جمهور فرانسه آقای سرکوزی گفته بود:
ایرانیان لایق رهبران لایق تری هستند.
اگر چنین است لطفا دمکراسی ایران را بر سر بمب اتمی با رهبران نالایق کنونی ایران معامله نکنید.
محسن مخملباف
Mohsen Makhmalbaf's speech during the anniversary of Green movement in Paris
Ladies, Gentlemen, Supporters of democracy in the world!
The Iranian nation put to test its own destiny in a similar manner to scientists, trying to recognise itself initially, as well as its own weaknesses and strengths by trial and error and make simultaneous changes. This national research project which is named the Green Movement has lead on the one hand to a social self-awareness and on the other awareness by the world population. Contrary to what people believed, the results of these tests showed that the Iranian nation is ready and capable of accepting democracy; however, the green movement experiment also demonstrated that it is the present world that is still not ready to accept democracy for the people of Iran.
As an example, in a situation where Mousavi along with three million people were crying out for democracy in the streets, the response of the world society in the words uttered by Obama was thus: What is important for us is that the Nuclear Arms in Iran should be controlled and we have nothing to do with the internal affairs of the Iranian people. He even wrote a letter to Khamenei in this regard, assuring him that he would not interfere with the internal affairs of Iran. And so Khamenei took courage from this letter for the suppression of the opposition.
Experiments carried out in the past decade show that when it is a question of western interest, for example it is willing to invade two countries like Iraq and Afghanistan in response to an attack on two buildings in New York (leaving about 5000 dead). (Even if hundreds of thousands are killed), but it is not willing to give its support, even on the grounds of diplomacy, when faced by millions of Iranians crying out that their democracy has been stolen.
The west also initiated some experiments in this year. The western pilot project was to compromise with Ahmadi Nejad on the nuclear issue which lead to failure. This was an experiment that had been tried many times and failed. Now the project of Iranian sanction is being put to the test. The question put forward by the Iranians is this: supposing that the Iranian regime bows down to these not so persuasive sanctions and gave up the building of its nuclear weapons temporarily, what will then become of the issue of democracy in Iran? Will the west then forget it altogether and again declare that it is the Iranian nation who is not ready for democracy?
Why will you not justly accept that it is you, the westerners, who are not ready for democracy for the Iranians?
Unfortunately these experiments indicate that the modern west has viewed us, the Iranians, mainly as terrorists or oil sellers. So, it is either afraid of us or else is interested in our oil. Suffice to say that we are also human like yourselves and ready for and worthy of democracy as you are. And without our democracy your democracy will be incomplete.
We predict that your new pilot project for the control of Iranian nuclear issue through imposing of sanctions will not be sufficient. You will then be forced to test one of the next two projects:
Compromising with a nuclear Iran
or an attack on Iran.
So before you give in to a nuclear Iran or put to test the invasion of Iran and its consequences such as Iraq and Afghanistan, consider in earnest the experiment of helping the development of democracy in Iran.
I declare to the USA as a practical suggestion that now that you have changed the management of VOA, choose the new management in line with enlightening the Iranian people. The Iranian democratic movement is in need of information. And I am asking you, the Europeans, to put to test EuroNews in Persian for the enlightenment of the Iranians and evaluate its results.
In reality, before you test our land by real bombs, test us with the bombardment of information.
The French President, Mr Sarkozy stated some time ago:
The Iranians are worthy of worthier leaders.
If this is the case, then please do not barter the Iranian democracy for nuclear weapons with the current unworthy leaders of Iran.
|
 |
*****
|
رازهای زندگی خامنه ای |
| |
|
محسن مخملباف
نوشته حاضر اطلاعاتی است که از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته اند برای من بازگو شده است و من تنظیم متن آن را به عهده داشته ام.
۲۸ دسامبر ۲۰۰۹
برای خواندن مطلب کامل
"اینجا"
را کلیک کنید.
|
*****
|
*عکس هایی از کاخ های خامنه ای |
| |
|
***جماران
|
 |
*****
|
*** کاخ نیاوران |
| |
|
***
|
 |
*****
|
*** مشهد |
| |
|
***
|
 |
*****
|
*** مشهد |
| |
|
****
|
 |
*****
|
***مهرآباد |
| |
|
****
|
 |
*****
|
*** پاستور |
| |
|
****
|
 |
*****
|
***سد لتیان |
| |
|
****
|
 |
*****
|
**** صدا و سیما |
| |
|
****
|
 |
*****
|
**** |
| |
|
****
|
 |
*****
|